پارت ۱۱

پارت ۱۱

#جویی
رسیدم کمپانی ! ماشین رو پارک کردم و رفتم توی کمپانی ! توی راهرو تهیونگ رو دیدم و رفتم سمتش!!
من: آه تهیونگ شی !! خوب شد اینجایی
تهیونگ: اوه چه تیپی زدی!! البته هیچ تعجبی نداره تو طراح لباسی
من: تهیونگ ممنونم ازت راستی اگه خواستین بیایین از بزرگ به کوچیک بیایین توی اتاقم ... خوبه لباس مشکی هم پوشیدی !!
تهیونگ: راستی چرا گفتی لباس مشکی بپوشیم؟!!
من: تا اندام هاتون ملوم باشه و من بتونم ببینم !
تهیونگ: چییی 😧 ا..اندام هامون ؟!!
جویی: اره خب پس من برم دیگه منتظرت هستم!
#تهیونگ
وااه انگار تا حالا با کسی رابطه نداشته ! و اصلا نمیدونه ! ملومه کسی نمیاد با یه دختر خشک و سرد رابطه بر قرار کنه !! رفتم توی اتاقم و نگاه خودم کردم ! لباس مشکی !؟؟ اندام هارو نشون میده؟؟ وای دیوونه شده بودم اومدم بیرون و به هیونگ ها گفتم که از بزرگ به کوچیک برن پیش جویی ! 
#جویی
رفتم نشستم جین هیونگ اومد توی اتاقم بعدش شوگا هیونگ و بعدشم هوپی و نامجون ! نوبت به جیمین رسید !
من: جیمین شی بیا بشین اول با سوالات شروع میکنم
جیمین: میخوایی بازجویی کنی !؟
من: نههه فقط یه سری سوال ساده اس فقط !! احساس راحتی نمیکنی؟؟
جیمین: نه مشکلی نیست خب بپرس ! خوب پسران بنگتن بهت سر میزنن ها !!
#جیمین
خندید و اونجا بود که فهمیدم چاله گونه داره ! اوف لنتی جذاب
جویی: خب جیمین شی تو بیشتر چه سبک از لباس هارو میپسندی؟
من: خب من خوشم از لباس های گشاد نمیاد !
جویی: دوست داری روی صحنه آرمی ها بیشتر به چه چیزت توجه کنن!؟
هنگ کردم این چه سوالی بود که پرسید یکمی فکر کردم
من: خب ! اممم به رقصم توجه کنن ! رقصم برام مهمه !
جویی: خب توی ام هاتون تو رو دیدم بخشی از خصوصیات پی بردم میگم ببین کدومش درسته !! ... خب تو سکسی ! خون گرم ! مغرور ! هیجانی ! بعضی مواقع خشن میشی درسته ؟!
من: اومم تقریبا درست گفتی ! اینا رو فقط از طریق دیدن ام هامون فهمیدی؟؟
جویی: اره !! من طراحم و با دیدن اون شخص به ویژگی های فردیشپی میبرم !! خب حالا وایسا ببینم !
بلند شد و اومد جلوم دقیقا !! یعنی ۱۰ سانت با صورتش فاصله داشتم ! ضربان قلبم رفت بالا ولی سریع خودمو آروم کردم ! دستاشو گذاشت روی شونه هام و آورد پایین !! نمیدونم چرا یهو ازش فاصله گرفتم ! چون اگه ادامه میداد دیگه کنترل خودمو از دست میدادم !!
من: چیکار میکنی جویی؟!
ادامه پارت بعدی لایک و کامنت فراموش نشه.... کامنت!!!!
دیدگاه ها (۱۸)

{مافیایی برای من}پارت:۱ویو صبح :ویو تهیونگ:اه با آلارم کوفتی...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

به زیباییه مشکی

پنهان عشق

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

*🐥 ترجمه‌ی صحبت‌های جیمین در لایو 💛💜🐥 جین هیونگ هم بدن خیلی ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁵ویو میکا_____جیمین دست...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

ادامه part 64بعد رفتم توی اتاق کوچیکی که توی اتاق در آوردن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط