{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بازی می کند هر واژه ام با موی تو

عشق بازی می کند هر واژه ام با موی تو

هر غزل دستی کشد بر دیده و گیسوی تو

تا قلم بر کاغذی بگذارم و وصفی کنم

می نویسد شعر زیبا از رخ و ابروی تو

در غزل غیر از تو دیگر بر کلامم واژه نیست

می نویسم تا ابد کوهی غزل از روی تو

تا که نامت بر قلم آمد چو یاسی در فضا

پر شود شعر و غزل از واژۀ خوش بوی تو

وصف چشمانت مرا مجذوب جانت می کند

می کشاند روح و دل را بر حریم و کوی تو

نو عروس بخت رؤیا های من گردیده ای

جان و قلبم می رود در هر غزل پهلوی تو
دیدگاه ها (۳)

هیچکس را در زندگی مقصر نمی دانم...از خوبان "خاطره" و از بدان...

گـرمـای دسـتـایـــ تـــوآتـشـیـسـتـــ کـهــتـمـامـ وجـودمــ ...

باید کسی باشد که باران را بفهمد تنهایی لخت خیابان را بفهمد ب...

◆ﺁﺧﺮﺍﯼ ﺷﺐ ﻣﯿﺸﻪ◆◆ﺧﺴﺘﻪ ◆◆ﻣﯿﺮﯼ ﺑﯽ ﺳﺮﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯﻣﯿﮑﺸﯽ ◆◆...

.عشق بازی می کند هر واژه ام با موی توهر غزل دستی کشد بر دیده...

عشق بازی می کند هر واژه ام با موی توهر غزل دستی کشد بر دیده ...

عشق بازی می کند هر واژه ام با چشم توهر غزل دستی کشد بر دیده ...

عشق بازی می کند هر واژه ام با چشم تو هر غزل دستی کشد بر دیده...

وصف چشمانت مرا مجذوب جانت می کند می کشاند روح و دل را بر حری...

در غزل غیر از تو دیگر بر کلامم واژه نیست می نویسم تا ابد کوه...

قلم که در دستم می‌گیرم می‌رقصد و غوغا می‌کند از تو نوشتن را ...

‍ تو را هر لحظه میبارم به دامان غزل هایمکدامین واژه در چشمت ...

❤ نبض اشعارم درون حلقه چشمان توستمو پریشان کن غزل آماده ...

نبض اشعارم درون حلقه چشمان توستمو پریشان کن غزل آماده فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط