{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
عشق بازی می کند هر واژه ام با موی تو

هر غزل دستی کشد بر دیده و گیسوی تو

تا قلم بر کاغذی بگذارم و وصفی کنم

می نویسد شعر زیبا از رخ و ابروی تو

در غزل غیر از تو دیگر بر کلامم واژه نیست

می نویسم تا ابد کوهی غزل از روی تو

تا که نامت بر قلم آمد چو یاسی در فضا

پر شود شعر و غزل از واژۀ خوش بوی تو

وصف چشمانت مرا مجذوب جانت می کند

می کشاند روح و دل را بر حریم و کوی تو

نو عروس بخت رؤیا های من گردیده ای

جان و قلبم می رود در هر غزل پهلوی تو
دیدگاه ها (۱)

.سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده د...

.سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای توجان پر و بال می‌زند در طرب هو...

.آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ...

.یارم چو قدح به دست گیردبازار بتان شکست گیردهر کس که بدید چش...

عشق بازی می کند هر واژه ام با موی توهر غزل دستی کشد بر دیده ...

عشق بازی می کند هر واژه ام با موی توهر غزل دستی کشد بر دیده ...

عشق بازی می کند هر واژه ام با چشم توهر غزل دستی کشد بر دیده ...

عشق بازی می کند هر واژه ام با چشم تو هر غزل دستی کشد بر دیده...

وصف چشمانت مرا مجذوب جانت می کند می کشاند روح و دل را بر حری...

در غزل غیر از تو دیگر بر کلامم واژه نیست می نویسم تا ابد کوه...

قلم که در دستم می‌گیرم می‌رقصد و غوغا می‌کند از تو نوشتن را ...

‍ تو را هر لحظه میبارم به دامان غزل هایمکدامین واژه در چشمت ...

❤ نبض اشعارم درون حلقه چشمان توستمو پریشان کن غزل آماده ...

نبض اشعارم درون حلقه چشمان توستمو پریشان کن غزل آماده فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط