{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بازی می کند هر واژه ام با موی تو

عشق بازی می کند هر واژه ام با موی تو

هر غزل دستی کشد بر دیده و گیسوی تو

تا قلم بر کاغذی بگذارم و وصفی کنم

می نویسد شعر زیبا از رخ و ابروی تو

در غزل غیر از تو دیگر بر کلامم واژه نیست

می نویسم تا ابد کوهی غزل از روی تو

تا که نامت بر قلم آمد چو یاسی در فضا

پر شود شعر و غزل از واژۀ خوش بوی تو

وصف چشمانت مرا مجذوب جانت می کند

می کشاند روح و دل را بر حریم و کوی تو

نو عروس بخت رؤیا های من گردیده ای

جان و قلبم می رود در هر غزل پهلوی تو
دیدگاه ها (۵)

دیر ڪردہ اے ...!!!عقربہ ها گیر ڪردہ اند در گِلوے من .. انگار...

مـحکــم باشوقتی خیلی نرم شوی ؛همه خـَمـَت می کنند !حتی کسی ک...

خاطرات چقدر عجیبند! گاهی گریه میکنیم به یاد روزی که با هم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط