{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت اول

ادامه پارت اول
ولی وقتی بالا اومدیم
کشتی بھ نقطه ی کوچکی تبدیل شده بود
نا امید بھ کشتی نگاه کردم و زدم زیر گریه: ما اینجا میمیریم ، از سرما یخ میزنیم
چان نگاھی از سر کلافگی بھم کرد و گفت: البتھ اگه از دست کوسه ھا نجات پیدا کنیم
جیغ دیگھ ای زدم و گریھ ام شدت گرفت
چند دقیقھ ای توی اون وضعیت بودیم که چان دیگھ حوصلھ اش سر رفت و گفت: اگه
ھمینطوری گریه کنی میندازمت توی آب
جیغ زدم: ھمش تقصیر توعه ، تو اگه بخاطر یه لباس اینجوری نمیکردی من نمیفتادم توی
آب
تک خنده ی عصبی کرد و گفت: باید میذاشتم خفھ میشدی.
دیدگاه ها (۰)

رومان روز برفی (پارت7)از زبان جونگکوکتو دفتر کارم بودم کہ تھ...

فیک جیمین پارت 3 سوزی: مگھ نمیدونھ؟+ اینجا محلھ ی قبلی ماست،...

این خونھ یا تا آخر عمرت کار میکنی و مثل یھ سگ یھ گوشھ میمیری...

فیک جیمین پارت 2نمیدونم چقدر گذشت ولی ھوا تاریک شده بودروی م...

بازژ عجیب پارت ۱۵

.. هَمــ آغوشـــ🤍🪐🫀 ..             ←پارت۳۷۱→

𝗣𝗮𝗿𝘁⁵⁹𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿تهیونگ: غلط کردی....اینو ب...

****************************************رمان گناهکار قسمت پا...

ازدواج اجباری پارت ۳

فیک تهیونگ«عشق و موهبت» p13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط