{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شهید_محسن_زیارتی

#شهید_محسن_زیارتی
سـلام علیکم رفقـا ✋

محسن زیارتی هستم 😊
خوشحالم در جمع شما دوستان هستم ☺️
#شهید_محسن_زیارتی


🌴🇮🇷🌴🇮🇷🌴🇮🇷🌴

بنده در سال ۱۳۴۷ در روستای نصر آباد سفید شهر فعلی، از توابع کاشان به دنیا آمدم. ☺️

🌴🇮🇷🌴🇮🇷🌴🇮🇷🌴

تولد من بین شب جمعه و صبح جمعه بود.😍🌺
پدرم عادت داشت موقع نماز صبح اذان می گفت، یکی از اقوام که حضور داشت به پدرم گفت: مژده حاجی بچه ات پسره☺️😄


🌴🇮🇷🌴🇮🇷🌴🇮🇷🌴

تازه پدرم بهش میگه : "الهی الحمدالله " من این بچه رو به فال نیــک میگیرم ، طرف از پــدرم می پرسه مگه چه فرق میکنه ، شما که بـازم پسر دارید که ؟
پدرم بهش میگه: من شنیدم پیغمبر(ص) هم هنگام اذان صبح و مابین شب جمعه و روز جمعه به دنیا آمدند ، او حتما بچه خوبی برای من خواهد بود🌺😍


🌴🇮🇷🌴🇮🇷🌴🇮🇷🌴

واردمدرسه شدم وتحصیل را تا دبیرستان در رشته علوم تجربی در دبیرستان یاسر منطقه 17 تهران ادامه دادم .


شغل پدرم معمار بود الحمدالله وضع مالی خوبی داشتیم ، پدرم حاج رضا مرد صالح و پاکی بودند معروف بود به معمارضا😍☺️


🔷خصوصیات شهید محسن زیارتی از زبان مادرش ..

محسن با بقیه بچه هام یکمی فرق داشت ، پدرش همیشه میگفت بچه ها رو قرانی تربیت کن بهمین خاطر از ۶ سالگی تا زمانی که شهید شد
یک نمازش قضا نشد😊🌺
از همان کوچکی سوالاتی ازم میپرسید ، مثلا می‌گفت: این امام زمانی که می‌گویند، چه شکلی است؟ اگر بیاید چه می‌شود؟ بعد می‌گفت: خوشبحال آن کسانی که وقتی امام زمان (عج) می‌آیند هستند. خوشبحال کسانی که در رکاب ایشان خواهند جنگید. محبتش نسبت به امام عصر(عج) خیلی زیاد بود.🌺😍



گفت: مادر محسن، من از پسرت شکایت دارم. مادرم گفت: برای چی😯؟ ایشان گفت: محسن حتی شب‌ها هم در حسینه می‌ماند و کار می‌کند حاج آقا گفت: به محسن می‌گویم شب برو خانه. وضع مالی پدرت بد نیست که تو می‌مانی و یک سیب زمینی می‌اندازی داخل کتری و می‌خوری😥
اما محسن به من می‌گوید حاج آقا در جبهه همین هم پیدا نمی‌شود رزمنده ‌ها بخورند، من این را هم زیادی می‌خورم. ایشان می‌گفت: محسن با این سن کم زیادی کار می‌کند و هیچ کس هم حریف او نمی‌شود.درسش را هم خوب می‌خواند طوری که ما نمی‌توانستیم به بهانه نخواندن درسش 📚او را از رفتن به حسینه منع کنیم و همه کار او طبق برنامه بود.

‎ #TheGreatKhamenei #صلوات #مناجات #زندگی_خوب #انتقام_سخت #رهبری #رمضان #عکس_نوشته #بخون #تلنگر #مهدویت #فاطمیه #مذهبی #شهادت #شهدا #محرم #غدیر #ولایت #امامت #قرآن_کریم #برائت #تولی #ظهور #دعای_فرج #هنر_زندگی #اهل_بیت #ثقلین #رافصی #اربعین #زیارت #فرهنگی #تربیتی #ویسگون #نور #ظلمت #وحدت #شبهه #ما_بیخیال_سیلی_مادر_نمیشویم #علی_علی
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :اگر چه دانستن آثار، بر...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و پاسخ اعضای گروه را ب...

بعضی از علائم آخرالزمان و نزدیکی ظهور امام زمان عجل اللهشکم،...

#چند_روایت 🔸چند بُرش از زندگی فرمانده دوست‌داشتنی غرب...🌼 #ق...

اغلب به جای روسری چفیه می بست و کفش کتانی می پوشید.یک بار ال...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

🔘 داستان کوتاهبلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود.او همیشه...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط