✨P6✨

✨P6✨
{طابع قوانین ویسگون}



&(سرفه)
جین. هی هی سولا خوبی چیشد
نامی. سولا سولا چیشد
&چیزی نیست خوبم
کوک. بیا آب بخور
&ممنونم
شوگا. خوبی عزیزم(کمرشو نوازش می‌کنه)
&اره خوبم ( لبخند )
هوپی. خوب من اومدم بریم دیگه
جین. چه عجب
هوپی. بابا این دکتر پدرسگ مگه ول میکرد
ته. عه
هوپی. چیه
کوک. دعوا نکنید
جین. اره راست میگه یکمی ساکت باشین ببینم بلدین
ته. عه هیونگ
جین. راست میگم دیگه اصلا تا خونه چیزی نگید یکمم سولا بخوابه
&نه من مشکلی ندارم
جین. خوشگلم خسته ی بخواب تا خونه راه زیاده
& باشه (می‌ره تو بغلش و می‌خوابه)
نامی. خیلی نازه خدایا
جیمین. می‌خوام گازش بگیرم
شوگا. وا
جیمین. آخه ببین لپای نرمشو (لپشو آروم می‌کشه)
&(تو خواب تکون میخوره)
جین. عه نکن دیگه میبینی خوابیده
جیمین. او نمی‌دونستم خوابش اینقدر سبکه
جین. خیلی خوشگله دلم براش ضعف رفت
شوگا. اره خیلی
ته. خواهر منو اون پشت نمیخورید که
نامی. چرا قصدمون همینه
کوک. خیلی خوشگله
هوپی. دلم خواست اون پست باشم دارین چیکار میکنید
جین. هیچی
نامی. باشه بسه الان بیدار میشه
کوک. بیدارش کنید رسیدیم
جیمین. سولا سولا جان عزیزم داداشی بلند شو
& چیشده
شوگا. رسیدیم
& باشه (از بغل جین میاد بیرون و پیاده میشه)
نامی. برو تو خوشگلم
&چشم
جین. اخیش دلم برای خونه تنگ شده بودا
کوک. منم
&میتونم یه سوال بپرسم
هوپی. البته عشقم
&خدمتکارا کجان چرا نیستن
نامی. همه ی اونارو توی اتاق شکنجه انداختم تا هر وقت حالت بهتر شد بری و بابت تمام کاراشون ازشون انتقام بگیری
&چی واقعا
جیمین. اره این چیزها عجیبیه؟
&میشه لطفاً هر چه زودتر اونارو ول کنید
ته. چرا عزیزم
&من نمی‌خوام ازشون انتقام بگیرم اصلا همچین چیزی رو نمی‌خوام به هر حال اونا هم خانواده ی دارن که منتظر شونه
نامی. خیلی خوب باشه خوشگلم تو خودتو ناراحت نکن من به نگهبانا میگم اونارو بفرسته برن
&ممنونم
کوک. تو چرا اینقدر خوشقلبی
& با اجازه من میخوام برم بالا یکمی بخوابم
هوپی. برو عزیزدلم خسته ی یکم بخواب
جیمین. میخوای باهات بیام
&نه نمیخواد(داشت بلند میشد که تعادلش بهم خورد و نشست)
جیمین. ببین حالت خوب نیست بزار باهات بیام
&باشه ممنونم (رفتن بالا)
جیمین. خوشگلم آروم دراز بکش
&آخ
جیمین. چیشد
&چیزی نیست یکم بدنم درد می‌کنه
جیمین. الهی بمیرم برات داداشی قرص میخوری برات بیارم؟
&نه خودم الان خوب میشه
جیمین. خیلی خوب باشه من میرم تا تو راحتر بخوابی
&باشه
جیمین. خواب خوبی داشته باشی فرشته ی من(خم میشه و پیشونیشو میبوسه)
&(لبخند میزنه ) ممنونم





ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت۳

شاگرد لوس من

پارت ۹ گفت آره حالا همتون برین استراحت کنین دیگه کاری با هات...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

پارت۸|بازی بدون بازگشتکوک: بستنی بخوریم؟ته: بخوریمجین: شما ر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

حقیقتاً لباس کوک می‌خوام#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #ته...

* جیمین: جونگ‌کوک امروز می‌خواست بهتون نشون بده که چطور هر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط