{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹

پارت ۹
گفت آره حالا همتون برین استراحت کنین دیگه کاری با هاتون ندارم ولی روزای دیگه باید خلی سخت تر از همیشه تلاش کنین و سعی کنین جادو های جدیدی یاد بگیرین تا هیولا های دیگه رو بکشین یونگی سر تکون داد و گفت خب ما دیگه میریم سمت اتاقامون استاد سر تکون داد و گفت مراقب باشین یونگی سر تکون داد و رفت سمت سولا ....سولا گفت چیگفت استاد شوگا گفت چیز خاصی نیست سولا گفت باشه بیا بریم بخوابیم شوگا گفت باشه عزیزم ولی بیا به ات و تهیونگ بگیم اتاقا رو عوض کنیم من پیش تو و اون دو تا پیش هم سولا لبخند زد و گفت باشه و با هم رفتن سمت اتاقا
......ویو ات
یعنی چی که سولا رو هدف گرفته ؟ جیمین گفت آروم باش و بعد رفت و ات رو بغل کرد ات یکمی آروم شد که یهو در اتاق جیمین زده شد جیمین گفت بیا تو یهو یه مسر خیلی خوش تیپ به اسم روستی اومد داخل و گفت س.....سلام شما کی هستین ؟ ات گفت سلام من ات هستم تو گروه تهیونگم جیمین آوردم اینجا چون وقتی یه هیولا روشکست دادم بعدش بیهوش شدم البته واسه دردی بود که داشتم و .......ازش خیلی خیلی ممنونم جیمین لبخد زد و بغلم کرد و گفت کار دوست همینه دیگه که روستی گفت شما ها دوست دختر دوست پسرین ؟ ات دست پاچه گفت چ.....چییییی نههه اصلااا که جیمین نیشخندی زدو موهای ات رو داد پشت گوشش و گفت چرا که نه دوست دخترمم میشه ...ات گفت چیییییییییی؟ جیمین گفت شوخی کردم شوخی کردم ات گفت فقط دوست معمولی باشه ؟‌جیمین گفت : باشه الکی گفتم جدی نگیر ات گفت خوبه که بعدشم  گفتم دیگه مزاحمتون نمیشممن میرم جیمین گفت نهههه کجا میری ؟ ات گفت رفع زحمت میکنم دیگه روستی گفت نه بابا چه زحمتی ات بلند شد که یهو سرش گیج رفت و افتاد زمین جیمین نگران شد و ات رو از پشت بغل کرد و گفت خوبی ؟ ات گفت آره ممنون جیمین گفت میخوای ببرمت تو اتاقت ؟‌ات گفت آره لطفا....جیمین لبخند زد و گفت دست منو بگیر آروم‌ آروم بریم اتاقت ات گفت باشه بعد با همدیگه از تو اتاق رفتن بیرون که یونگی رو دیدن که با سولا دارن میرن تو اتاق که...تا همو دیدن سولا گفت اااااات خوبی ؟‌ ات گفت آره آره خوبم شوگا گفت تو کی هستی ؟ جیمین گفت من جیمینم ات همه چیز رو گفت و سولا گفت مرسی واقعا ممنون که به دوستم کمک کردی که یهو تهیونگ اومد بیرون و گفت چخبر....که حرفش با دیدن ات که دستش تو دست جیمین بود قطع شد و عصبی گفت چرا اینجایین برین بخوابین دیگه که شوگا گفت من و سولا میخوایم تو یه اتاق پیش هم باشیم الان سولا دیگه دوست دخنر منه ات گفت چیییییی مبارک باشه سولا سرش رو انداخت پایین و گفت ممنون که یهو ات گفت چییییییییی
دیدگاه ها (۱)

ادامه پارت ۹جیمین گفت شوخی کردم شوخی کردم ات گفت فقط دوست مع...

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

پارت ۸ یه بوسه نرم و عاشقانه رو آغاز کردند که یهو استاد اومد...

پارت ۸گفت ااااات خوبی ؟ همه جا رو دنبالت گشتم .....گفتم به ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط