میکند سلسله ی زلف تو دیوانه مرا
میکند سلسله ی زلف تو دیوانه مرا
میکِشد نرگس مست تو به میخانه مرا
متحیر شدهام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا؟
هوس دُرّ بناگوش تو دارد دل من
قطرهٔ اشک از آنست چو دُردانه مرا
دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت
کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا
دردسر میدهد این واعظ و میپندارد
کالتفات است بدان بیهُده افسانه مرا
چاره آنست که دیوانگی ای پیش آرم
تا فراموش کند واعظ فرزانه مرا
از می مهر تو تا مست شدم همچو عبید
نیست دیگر هوس ساغر و پیمانه مرا
میکِشد نرگس مست تو به میخانه مرا
متحیر شدهام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا؟
هوس دُرّ بناگوش تو دارد دل من
قطرهٔ اشک از آنست چو دُردانه مرا
دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت
کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا
دردسر میدهد این واعظ و میپندارد
کالتفات است بدان بیهُده افسانه مرا
چاره آنست که دیوانگی ای پیش آرم
تا فراموش کند واعظ فرزانه مرا
از می مهر تو تا مست شدم همچو عبید
نیست دیگر هوس ساغر و پیمانه مرا
- ۲.۳k
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط