می کند سلسله زلف تو دیوانه مرا

می کند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا
می کشد نرگس مست تو به میخانه مرا

متحیر شده‌ام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا
دیدگاه ها (۶)

آنکه آدم هست وعاشق نیستکیست؟زندگی بی عشقاگر باشد ...همان جان...

خنده ات زلزله بود ودل من مسکن مهرنیشخندی زدی واین دل من آوا...

مادرم، عشق تو را قاتل جان می داند چشم و ابروی تو را آفت جان ...

جسارت نباشد بانوولی چشم های زیبای تو از پـــای درمی آورد هر ...

🌱🍒بیم است که سودایت دیوانه کند ما رادر شهر به بدنامی افسانه ...

همه با یار خوش و من به غم یار خوشمسخت کاری است ولی من به همی...

شد وقت مرگ نوش لبی هم‌نشین مراعمر دوباره شد نفس واپسین مرابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط