{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا
میکشد نرگس مست تو به میخانه مرا

متحیر شده‌ام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا

هوس در بناگوش تو دارد دل من
قطرهٔ اشگ از آنست چو دردانه مرا

دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت
کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا

درد سر میدهد این واعظ و میپندارد
کالتفاتست بدان بیهده افسانه مرا

چاره آنست که دیوانگیی پیش آرم
تا فراموش کند واعظ فرزانه مرا

از می مهر تو تا مست شدم همچو عبید
نیست دیگر هوس ساغر و پیمانه مرا
دیدگاه ها (۱)

عشق درگیر تو شد دلهره هم قسمت من شده این بار فقط غصه و غم قس...

مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربانبعد عمری یادت افتاده که یاری...

گفتمش سلطان قلبم! تو کجا اینجا کجامنطق و عشق و خرابات بوده ا...

با دوچشــمان قشنگتعشقبـازی میکنــم با نت چشـمــان مستتنغمــه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط