{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد جذاب من

پارت ۲
کپی ممنوع
(بعد چند ساعت)

چشمانم رو باز زور باز کردم درست یادم نمیومد که کجام و چی شده روی یه تخت بودم و دستم بسته بود یهو یکی اومد نزدیکم داداش اریل بود بوی خیلی تند بد بو الکل رو میداد گفت:(علامت جونکوک *

• بلند شدی بیبی من ؟
• ببخشید که دستاتو بستم گفتم شاید فرار کنی

بیبی من ؟
زود بهم بگو چرا اینجام و چرا دستام بستست
• نگران نباش بیبی من اون روز که رفتم دنبال اریل تو رود دیدم و خیلی زود عاشقت شدم اریل ازت خیلی برام تعریف میکرد
• از اون موقع گفتم که تو باید فقط مال من شی


ولی اخه چرا باید کسی رو که دوست داری رو دستشو ببندی و بیهوشش کنی
اصلا چرا اینجا انقدر تاریکه؟ (مدام گریه میکردم)

اشکامو با دستاش پاک کرد و شروع کرد به حرف زدن...


• راستش من یکی از بزرگ ترین مافیا های این شهرم و همه ازم حساب میبرن
• اینجا هم عمارت منه
• الانم نگران نباش دستتو باز میکنم ولی اگر میخوای فرار کنی بدون که عاقبت خوبی نداره بیبی من

چیییی؟ تو گفتی بزر ترین مافیا ولی چرا باید من اینجا بمونم ؟

*چون من دوست دارم و تو هم منو دوست داری مگه نه
(کوک داشت نزدیکم می شد)

ولی من ندارم وازت بدم میاد چرا باید از کسی که منو گروگان میگیره خوشم بیاد ببین چقدر بدنم کبوده من ازت متنفرم (با داد گفتم)

نزدیک و نزدیک تر شد
دیدگاه ها (۳)

تا وقتی فراموش شوم

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

ای جانم چه زود خبرا بهش رسید بازم فرار و تغییر آیدی🎀سیسی مون...

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

پارت ۱۱ [ آزمازش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نوسنده اوین و اریل نمی دون...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده میپرسی💜پارت۳(l...

ادامه پارت ۶سرش رو بلند کرد و گفت بیهوش شده بودی آوردمت اتاق...

پارت ۲۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط