{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت ۶

ادامه پارت ۶
سرش رو بلند کرد و گفت بیهوش شده بودی آوردمت اتاق خودم تا درمونت کنم درد داری ؟ ات گفت خیلی جیمین گفت اشکال نداره دووم بیار که برات یه معجون درست کنم مشغول درست کرون معجون بودم که ات گفت ممنونم جیمین راستش .....میشه با هم دوست شیم ؟ جیمین گفت معلومه راستش منم اینجا دوستی ندارم گفتم جدی ؟ گفت آره گفتم منم فقط یه دوست دارم که اسمش سولا هست تهیونگ خیلی باهام بده ولی ....اهمیت نمیدم که جیمین گفت اشکال نداره اهگیت نده بیا اینو بخور راستش خیلی بد مزه هست ولی زود خوب میشی خوردمش این .....این همونی بود که تهیونگ اون شب بهم داد خیلی تلخ بود گفتم ممنون جیمین گفت خواهش میکنم که استاد سریع در رو باز کرد و گفت ......ادامه دارد
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

چندپارتی تهیونگ

سناریو ★وقتی میگی من اصلا خوابم نمیاد ولی 30 ثانیه بعد خوابت...

رمان رفتار سرد

Part 2

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط