در خواستی

p1

.وقتی لباس زیبا میپوشی


ویو ات


امروز جشن تولد نامزد تهیونگ هس
و قرارع به اون جشن بریم دوست داشتم یه رنگ متفاوت و استایل متفاوت بزنم از برند dior لباس بلند مجلسی با رنگ پسته ای کمرنگ ابریشمی گرفتم ساعت ۵ قرارع بود اونجا باشیم کوک هنوز از شرکت نیومده منم تا اون‌موقع به حموم رفتم روتین پوستی انجام دادم دوست داشتم این قبل لباس نپوشم اینبار
سمت میز آرایش رفتم رژ مات رو روی لبم زدم خط چشم گربه ای کشیدم برای اولین بار و به چشم های عسلیم خیلی میومد وقتی آماده شدم به پایین رفتم لباس بلندم رو یکم بالا گرفتم امشب یه تصمیم یا ی نقشه دیگه هم داشتم من به بچه خیلی علاقه دارم ولی خوب نمیتونم به کوک همینجور یبگم خجالت میکشم با کار یکه ت مهمونی انجام خواهم داد صدردصد به خواسته ام میرسم
کوک همینجوری بهم زل زده بود میتونستم عشق رو از نگاهش حس کنم

کوک :همیشه متفاوتی لیدی من !

ات : شاید خیلی دوست دارم به چشم مرد زندگیم بیام (لبخند)

کوک : شبیه ماه توی آسمون شدی عزیزم البته بودی ولی امشب درخشش بیشترع(چشمک)


با کلی لاس زدن توی ماشین به عمارت رسیدیم وقتی رفتیم تو با همه سلام کردیم به سمت میز های گرد قرمز رفتیم یونا (نامزد تهیونگ) و ته هم پیش ما بودن که یهو




این پارت هایی که میزارم همون در خواستی هاتون ولی با بازنویسی
دیدگاه ها (۱۱)

پنهان عشق

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

مربی موتور سوار

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط