{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر: عزيزم دوستم دارى؟پسر: اره خيلى

دختر: عزيزم دوستم دارى؟پسر: اره خيلى
دختر: بهم ثابت كن
پسر: چجورى؟!
دختر: برو با اون شير بجنگ!
پسر: عزيزم اخه من اگه با شير بجنگم، منو تيكه تيكه ميكنه و مى خوره بدش ديگه چيزى ازم نميمونه... يه چيز ديگه بگو؟!
دختر:گوشیتو بده پی ام هارو بخونم :)))
پسر: كو؟ كجاس اين شير پدرسگ؟! بگو برم پاره پارش كنم ....
دیدگاه ها (۴)

عشق معشوق ویو کوک نمی دونم چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیده ش...

رمان : رفتار سرد

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPart 2/2کیوکا کنار دخت...

غیر ممکن

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط