{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق معشوق

عشق معشوق




ویو کوک

نمی دونم چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیده شاید تو راهه



زنگ خونه خورد


~جونگکوک به امید اینکه همسر عزیزش پشت در باشه درو با ذوق باز کردم دختری پرید بغلش جونگکوک دختر رو بغل کرد به امید اینکه همسرش باشه دختر سرشو بالا آورد و سیلی ای به پسر بزرگ تر زد

علامت دختر =¢
¢خیلی خری داداشی زن گرفتی به من چیزی نگفتی
-اولا سلامت کو دختر؟ دومن نامزدیم ناممزددد
¢به هر حال چرا منو نگفتی راستی سلام
-خیر سرم خواهر کوتولم ایتالیا بوده بیکار بودم بهش زنگ بزنم ؟ خودت می فهمیدی دیگه
¢حالا هر چی ،،، ببینم عروس خانم کجاست؟(با ذوق)
-نمی دونم از صبح غیبش زده
¢شمارشو میدی؟
-نه
¢لطفا
-گفتم نه
¢خودمو از بغلش کشیدم بیرون
اصلا برو به درک
~کلاه هودی دختر توسط پسر کشیده شد و دوباره داخل بغل پسر قرار گرفت
-حالا چرا وحشی میشی
¢ولم کن
-نمی خوام ،می خوام خواهر عزیز دوردونم رو بغل کنم چهار ساله ندیدمش


جونگ می دختر ۱۸ ساله ای بود خواهر جونگکوک بود و به خاطر تحصیل و دلایلی مادر و پدرش اونو به ایتالیا فرستادن و دختر بعد از ۴ سال به کره بر می گشت دلش می خواست همسر برادر بزرگ ترسو ببینه اون همیشه می دونست رمز گوشی برادرش چیه پی گوشی رو از جونگکوک کش رفت
-خیر بچه گوشیمو بده کجا می بریش؟
¢هنوزم همون قبلیه،نه؟
-چی چی همون قبل...
¢انگار همون قبلی بود یسسس
¢دختر همینطور که از دست جونگکوک فرار می کرد از داخل مخاطبان جونگکوک جمله عشقم رو را پیدا کرد و سریع به گوشی خودش زنگ زد و گوشی رو به جونگکوک بر گردوند

+زنگ خوردن گوشی ...............
+بله؟
¢سلام عروس خانم


ویو نیلسو


+با صدای همون دختر دوباره بغضم گرفت
+خانم شما با من چیکار دارین اگر معشوق جونگکوک هستین برین پیشش چرا دیگه به من زنگ می زنین ؟ اگر قصد مزاحمت دارین متاسفم باید قطع کنم (با بعض و صدای گرفته)
¢نه نه نه یه لحظه صبر کن اصلا همچین چیزی نیست توضیح میدم براتون
+می شنوم
¢ببینین من خواهر جونگکوکم بعد از چهار سال از ایتالیا برگشتم که فقط شما رو ببینم لطفا گوشی رو قطع نکنین تا حدودی قضیه رو فهمیدم شما از دست جونگکوک ناراحتین درسته ؟ اون هیچ کاری نکرده و الان گوشی روی بلندگوعه و می خواد منو تیکه تیکه کنه لطفا برگرد خب می خوام دوست جدیدمو ببینم اگر میشه بیاین
-ازت خواهش می کنم نیلسو (آروم جوری که فقط زمزمه ای از گوشی داخل گوش نیلسو بپیچه )
+باشه من از شما معذرت می خوام که تند رفتار کردم
¢نه عزیزم ایرادی نداره خاطره میشه دیگه
دیدگاه ها (۲)

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

واکنشم به اسلاید دو :😂😅 جونننننننننننننننننننننن من فدات بشم...

امروز فقط یه تاریخ توی تقویم نیست؛ روزیه که یه آدم خیلی خاص ...

ممنون میشم بخونی

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

شباهت رو 😘آخه آدم چقدر باید خوش شانس باشه که خواهر یک همچین ...

پارت ۱۲نیلسو و جونگکوک از کلاس بیرون اومدن و وارد راهروی خلو...

پارت ۱۰روز بعد، نیلسو زودتر از همیشه وارد کلاس شد.کیفش را رو...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

رمان : قلب در تاریکی

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

عمارت مافیا 🍷قسمت اول :دیدگاه نیلسو :من اسمم نیلسو هست عاشق ...

پارت ۹صبح روز بعد، وقتی نیلسو وارد کلاس شد، چشمش ناخودآگاه د...

+می‌خوام بهت ریل ترین استریو رو معرفی کنم- عه‌ مگه کسی با رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط