یک تکه تنهایی

سلام یارجان!
این نامه را امروز به وقت پنجم شهریور 1400 مینویسم...
آقای اخوان ثالث دوست داشتنی یکجا گفته اند:
"کیستم من؟
یک تکه تنهایی..."
و من فکر میکنم همه ما تکه های تنهایی هستیم.
یارجان!
من پیش از شما هم تنها بودم. (اصلا شاید همین فکر را کردی و گفتی چیزی عوض نشده)
من تنها بودم اما تنهایی را حس نمیکردم...
بعد از رفتنت چیزی که با من ماند تنهایی نبود...
احساس تنهایی بود...
دستی که دیگر نیست...
آغوشی که دیگر نیست...
لبخندی که نیست...
صدایی که نیست...
و خاطراتی که هست...
اینها میشود معجونی که مدام یاد انسان می آورد تنهاست...
و باید جای خالی یک یارجان را پر کند...
و لعنتی مگر پر میشود؟
پر نمیشود یارجان!
حالا که 160 روز گذشته میتوانم اعتراف کنم که بیهوده تلاش کرده ام جای خالیت را پر کنم...
اصلا چه کسی تا به حال توانسته جای خالی قلب را با عضوی دیگر پر کند که من بتوانم؟
نه یارجان...
160 روز که سهل است... تمام عمر جای خالیت را هر روز گردگیری میکنم تا برق بزند...
من حفره درونم را دوست تر دارم تا پُرهای خالی...
#الهام_جعفری
#ممنوعه
دیدگاه ها (۵)

راستشو بخواین من هنوزم گاهی بی اراده وقتی واگویه های ذهنی دا...

دازای:موری سان من کار رو نمیکنم..نمیخوام برم- و حرفم و سیلی ...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

🌱دکتر گفته نباید بهت فکر کنم گفته اگه عادت کنم به فکر نکردن ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

وای سلاماعلام زندگانیمحض اینکه بگم زندم و فشار این سریاله و ...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

در آغوش تو.پارت اولهوای جهنم از همیشه خفه تر و گرفته تر بود....

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط