راستشو بخواین من هنوزم گاهی بی اراده وقتی واگویه های ذهنی
راستشو بخواین من هنوزم گاهی بی اراده وقتی واگویه های ذهنی دارم اسمش رو به زبون میارم...
هنوز هم بعد اینهمه سال تلخ که گذشت و تلخ گذشت درست وقتی انتظارش رو ندارم با تمام قدرت هجوم میاره به سمتم...
نه خاطراتش که تقریبا چیزی ازش یادم نیست...
نه فکرش که اینقدر دغدغه دارم که بهش فکر نکنم...
خودش... با همه وجود...
چجوری؟!
یه سوز سرد پاییزی که از وسط دلم رد میشه یادم میاره که درونم با رفتنش یه سیاهچاله ایجاد شد...
یه حفرة عميق و بی انتها...
تاریک...
یک ماه از پاییز رد شد...
سه سال تراپی فقط برای اینکه بتونم خودم رو قانع کنم میتونم به الهام قبل از طوفان حادثه ها برگردم...
تونستم؟ آره اما خیلییییی سخت...
و البته با یه حفرة عميق...
حفره ای که وسط یه روز سرد پاییزی وقتی ناخودآگاه اسمش وسط واگویه هام میاد به بی رحمانه ترین شکل ممکن خودنمایی میکنه...
#الهام_جعفری
#ممنوعه
#یارجان
هنوز هم بعد اینهمه سال تلخ که گذشت و تلخ گذشت درست وقتی انتظارش رو ندارم با تمام قدرت هجوم میاره به سمتم...
نه خاطراتش که تقریبا چیزی ازش یادم نیست...
نه فکرش که اینقدر دغدغه دارم که بهش فکر نکنم...
خودش... با همه وجود...
چجوری؟!
یه سوز سرد پاییزی که از وسط دلم رد میشه یادم میاره که درونم با رفتنش یه سیاهچاله ایجاد شد...
یه حفرة عميق و بی انتها...
تاریک...
یک ماه از پاییز رد شد...
سه سال تراپی فقط برای اینکه بتونم خودم رو قانع کنم میتونم به الهام قبل از طوفان حادثه ها برگردم...
تونستم؟ آره اما خیلییییی سخت...
و البته با یه حفرة عميق...
حفره ای که وسط یه روز سرد پاییزی وقتی ناخودآگاه اسمش وسط واگویه هام میاد به بی رحمانه ترین شکل ممکن خودنمایی میکنه...
#الهام_جعفری
#ممنوعه
#یارجان
- ۱۶۹
- ۲۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط