{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همچین میگن زنهای امروز همش سرشون تو گوشیه ...

همچین میگن زنهای امروز همش سرشون تو گوشیه ...
و به زندگیشون نمیرسن ...
انگار که یادمون رفته ...
زنهای زمان کودکیمون ، واییرشون تو کوچه بود ...
چند تایی می نشستن تو کوچه ...
آنچنان محو غیبت و چرت و پرت می شدن ...
که بچه هاشون :
یا گم می شدن ...
یا از زیر ماشین درشون می آوردن ...
یا رو پشت بوم ، تف می انداختن رو سر مردم ...

و تعداد زیادی هم تو حوض خفه می شدن...
همیشه هم ، یا حامله بودن ...
یا بچه به بغل ، ولووو بودن ، این خونه اون خونه ...
یه بافتنی هم می بافتن ...
که در کنار غیبتاشون ، به شوهرشون بگن ...
مثلا از صبح تا شب به فکر جیب آقاشونن ...
و کارهای خونه هم وظیفه بچه ها بود ...
وگرنه یا حبس تو زیر زمین ...
یا چغلی و کتک دست باباها و کمربند و ...
بعله ...
فکر نکنین یادمون رفته ...!
والا ....
به افتخار زنای امروزی ...
یه دست و یه هورااااااا ........
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻢ : ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺮﺵ ﺷﺪﻩ . ﺑﺮﯾﺰﻣﺶ ﺳﻄﻞ ﺍﺷﻐﺎﻝ؟ ﻣﯿﮕﻪ: ﻧﻪ ﺣ...

مردی از همسرش میپرسه : چه احساسی داری وقتی چهار ساعت میشینی ...

:-*

⌛ﻣﺎﻩ ﺗﻮﻟﺪﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﮐﻨﯿﺪ :⌛ﻓﺮﻭﺭﺩﻳﻦ: ﺳﮑﻮﺕ ﻳﻪ ﻓﺮﻭﺭﺩﻳﻨﻰ ﻭﺍﺳﻪ ...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۲: جنگ جهانی سوم، نسخه‌ی قصرچند لحظه بعد ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

حاجی پارتا یادم. نمیاد همینجوری میزارم دیگهخب بریمهمینطور که...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}پارت سهیه سال تموم بدون اینکه مایکی ...

پارت: 7 (بخش1) **زاویه دید: زین**عمارت استون همیشه بوی خاصی ...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط