سکوت
سکوت، آن اقیانوسِ بیکرانِ درون که در آن امواجِ کلماتِ ناگفته، چون ستارگانِ پنهان میدرخشند.
در آغوشِش، دلِ پرهیاهو آرام میگیرد و رازهایِ نهفته، چون نسیمی لطیف بر جانِ خسته میوزند؛
جایی که فریادها خاموش میشوند و حقیقت، چون شمعی فروزان، از عمقِ سینه برمیخیزد.
سکوت، نه خلأییست خالی، که باغی پر از گلهایِ بیصدا؛ هر برگش داستانیست از دردهایِ پنهان و شادیهایِ ناشنیده. در آن، عاشقانِ بیزبان همدیگر را مییابند و روحِ آزرده، بالاخره پرواز به سویِ آسمانِ صلح میکند.
ای سکوتِ جادویی، تو دریایی از احساساتی که کلمات هرگز نتوانند بیان کنند؛ پناهگاهی ابدی برای قلبهایی که در هیاهویِ جهان، گمشدهاند.
در آغوشِش، دلِ پرهیاهو آرام میگیرد و رازهایِ نهفته، چون نسیمی لطیف بر جانِ خسته میوزند؛
جایی که فریادها خاموش میشوند و حقیقت، چون شمعی فروزان، از عمقِ سینه برمیخیزد.
سکوت، نه خلأییست خالی، که باغی پر از گلهایِ بیصدا؛ هر برگش داستانیست از دردهایِ پنهان و شادیهایِ ناشنیده. در آن، عاشقانِ بیزبان همدیگر را مییابند و روحِ آزرده، بالاخره پرواز به سویِ آسمانِ صلح میکند.
ای سکوتِ جادویی، تو دریایی از احساساتی که کلمات هرگز نتوانند بیان کنند؛ پناهگاهی ابدی برای قلبهایی که در هیاهویِ جهان، گمشدهاند.
- ۲.۰k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط