سکوت
آن دریای بیکران آرامش است که در آن، امواج افکار به خواب میروند و روح، چون پرندهای سبکبال، به اوج پرواز میکند. نه صدایی، نه نجوایی؛ فقط حضور ابدیِ بودن، که قلبت را در آغوش میکشد و زخمهای روزمره را با نوازش بادهای نامرئی التیام میبخشد.
در سکوت، زمان از بند رها میشود؛ درختان با برگهایشان سخن میگویند، ستارگان چشمک میزنند و تو، در عمق آن، خودت را مییابی. آرامشی ژرف، چونان رودی زیرزمینی که بیصدا، تشنگی وجودت را سیراب میکند و جهان را به شعری بیکلام بدل میسازد.
این سکوت، پناهگاهیست برای عاشقان تنهایی؛ جایی که غوغای دنیا خاموش میشود و فقط ضربان آرام قلب، نوای جاودان زندگی را زمزمه میکند.
در سکوت، زمان از بند رها میشود؛ درختان با برگهایشان سخن میگویند، ستارگان چشمک میزنند و تو، در عمق آن، خودت را مییابی. آرامشی ژرف، چونان رودی زیرزمینی که بیصدا، تشنگی وجودت را سیراب میکند و جهان را به شعری بیکلام بدل میسازد.
این سکوت، پناهگاهیست برای عاشقان تنهایی؛ جایی که غوغای دنیا خاموش میشود و فقط ضربان آرام قلب، نوای جاودان زندگی را زمزمه میکند.
- ۷۷۵
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط