{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت ر

وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد.
دیدگاه ها (۱)

عشق مادر تنها عشقیه که نمیشه در آن تردید کرد

مــــــــــــــ­ـــــادر يعني وقتى قهر مى كنى ميري تو اتاقت ...

لذتی که در “کوفت” گفتن مامان هست در “قربونت برم” هیچکس نیست

اشکهایت مرا بیاد باران میبرد موهایت مرا بیاد شب و لبانت مرا ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

معامله p4جونگ‌کوک ناگهان احساس کرد گرمای عجیبی در گردنش پیچی...

فیک : بین راندها

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔شب شده بودبارون آرومی می‌بارید و صدای قط...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

فصل دومپارت بیست و هفتم | آخرین رازچند هفته گذشته بود...و را...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط