{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يا باقر العلوم (ع)

يا باقر العلوم (ع)

روزی که بادهای مخالف امان نداد

هفت آسمان به قافله ای سایه بان نداد



خورشید بود و سایه‌ی شوم غبارها

خورشید بود همسفر نیزه دارها



دیدی به روی نیزه سر آفتاب را

دیدی گلوی پرپر طفل رباب را



دیدی عمود با سر سقا چه کرده بود

تیر سه شعبه با دل مولا چه کرده بود



در موج خیز شیون و ناله دویده ای

تا شام پا به پای سه ساله دویده ای



گل زخمهای سلسله یادت نمی رود

هرگز غروب قافله یادت نمی رود



هم ناله با صحیفه‌ی ماتم گریستی

یک عمر پا به پای محرم گریستی
دیدگاه ها (۲)

ذهن او پر ز خاطره هاست او همان یادگار کرب و بلاست همچو پیچک...

عــاقبت آه کشیــدم نفس آخـر را نفس سوخته از خاطره ای پرپر ر...

غروبِ قافله يادت نميرفت صداي هلهله يادت نميرفت گلو و چشم و...

تقدیم دختران...خواهران..و مادران ...سرزمین من

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

روزی که بادهای مخالف امان ندادهفت آسمان به قافله­ای سایه بان...

شراره بر دل ناموس کبریا زده اند برای دیدن ما، شهر را صدا زده...

#یا_حسین #عزاداری..بس کن رباب نیمه‌ای از شب گذشته استدیگر بخ...

بس کن رباب سر به سر غم گذاشتیاصلا خیال کن علی اصغر نداشتیبس ...

همین ساعتهاست که حضرت زینب سلام الله علیه خطاب به حضرت رباب ...

روز هفتم محرم در کربلا آب بسته شد!!!!!!!!!!!! رباب خسته شد!!...

امروز پا به معرکه کربلا زدیاز صبح گریه کردی وناله ها زدیمن ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط