{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی که بادهای مخالف امان نداد

روزی که بادهای مخالف امان نداد

هفت آسمان به قافله­ای سایه بان نداد

 

خورشید بود و سایه‌ی شوم غبارها

خورشید بود همسفر نیزه ­دارها

 

دیدی به روی نیزه سر آفتاب را

دیدی گلوی پرپر طفل رباب را

 

دیدی عمود با سر سقّا چه کرده بود

تیر سه­شعبه با دل مولا چه کرده بود

 

در موج­خیز شیون و ناله دویده­ ای

تا شام پا به پای سه­ساله دویده ­ای

 

گل زخم­های سلسله یادت نمی­رود

هرگز غروب قافله یادت نمی­رود

 

هم ناله با صحیفه‌ی ماتم گریستی

یک عمر پابه پای محرّم گریستی 


#شهادت_امام_محمد_باقرع آخرین بازمانده ی کربلا تسلیت باد
دیدگاه ها (۱)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

رمان هفتمین سایه

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

يا باقر العلوم (ع) روزی که بادهای مخالف امان نداد هفت آسما...

امروز پا به معرکه کربلا زدیاز صبح گریه کردی وناله ها زدیمن ه...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است دیگر بخواب نیمه ای از شب ...

بر نیزه روی پای خودت ایستاده ای مردی شدی برای خودت ایستاده ا...

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی ر...

یاری کن ای نفس که درین گوشه ی قفسبانگی بر آورم ز دل خسته یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط