{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی یواشکی هایمان عوض شده است”… دروغ چرا؟ بعضی ها جوان ک

خیلی یواشکی هایمان عوض شده است”… دروغ چرا؟ بعضی ها جوان که بودند یواشکی یک کارهایی می کردند! یواشکی ساکشان را می بستند و بدون این که پدر و مادر بفهمند با خودشان بیرون می بردند و به بهانۀ مدرسه، جیم می زدند و می رفتند جبهه. قبلش یواشکی دست برده بودند توی شناسنامه و سن شان را تغییر داده بودند. بعضی ها یواشکی دار و ندارشان را می دادند به فقرا یا کمک می کردند به جبهه. شب ها یواشکی از چادر یا اتاق یا سنگر می زدند بیرون و نماز شب می خواندند. یواشکی های شان هم عالمی داشت. * شهدا! شماکه صدایتان به خدا میرسد! به او بگویید خلوت های ما را نگاه نکند… “خیلی یواشکی هایمان عوض شده است”..
دیدگاه ها (۴)

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

#چند_روایت🔸چند روایت از فرمانده‌ای که بعد از شهادت هم؛ گمنام...

🍰 پارت اول | اولین لبخندصدای زنگ کوچکی که بالای در قنادی نصب...

‌♻️ مسئولیت این روزها با چه کسانی‌ست؟🔹ادعای صهیونیست‌ها علی ...

رز آبی پارت ۳۲

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۴ | «یک شب که همه‌چیز...

پارت پانزدهم[فصل اول] | یک تشویق غیرمنتظره 🌸✨بعد از عوض کردن...

پارت پانزدهم | چرا ازم دفاع کردی؟بعد از تمام شدن کلاس...همه ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۶: نقشه‌ای که در یک شب کشیده شدچند لحظه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط