{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

....والا همینه ک هست....

....والا همینه ک هست....

توی پاساژ افتادم دنبال یه دختره ، هی پا نمیداد
گفتم یه نگاه بنداز شاید پسندیدی حالا
بعد کلی اصرار برگشت گفت : بابا من دوسته دوست دخترتم..!
همون اول که پیشنهاد دادی شناختمت و هیچ علاقه ای ندارم رابطتون بهم بخوره ، برو بهش چیزی نمیگم
یه لحظه جا خوردم گفتم جدی تو دوستشی ؟!؟!
یه پوزخندی زدو گفت : پس دوست دختر داری افتادی دنبال یکی دیگه ؟
برو بچه جوون برووو ..!!!
.
.







.
.
.
نامردا خیلی زرنگ شدن حواستون باشه یه دستی نخورین
دختر نیستن اینا که عمروعاصن
دیدگاه ها (۹)

رمان

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

REGRET✨PART: 15ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

آره ولی شرکتشون ورشکسته شد و یوشیرو هم دیگه بعدش نرفت سرکار....

تو پاساژ افتادم دنبال یه دختره ، هی پا نمیداد گفتم یه نگاه ب...

توی پاساژ افتادم دنبال یه دختره ، هی پا نمیدادگفتم یه نگاه ...

توی پاساژ افتادم دنبال یه دختره ، هی پا نمیدادگفتم یه نگاه ...

توی پاساژ افتادم دنبال یه دختره ، هی پا نمیدادگفتم یه نگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط