این روزهــــا ...

این روزهــــا ...
حال کارگردانی را دارم
که فیلمش هیچ بیننده‌ای ندارد
از وقتی که دیگر تو
مرا و کارهایم را نمی‌بینی
امید و آرزو و تلاش
با این زندگی واژه‌هایی سخت غریبه‌اند

یک روز بیا و مثل قبل
روی همین صندلی بنشین
و آنقدر تماشایم کن
آنقدر تماشایم کن
تا بازهم با امید به داشتنت
این زندگیِ از نفس افتاده را احیــــا کنم ...!

#احیای زندگی
دیدگاه ها (۲)

### پارت ۶: سایه‌هایِ تردید و وزنِ قدرت (آزمونِ اعتماد)دو رو...

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

🌱🤍✨ حــرف‌هــایــی کــه لــازمــه حــتــمــاً بــشــنــوی… ✨...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

ابلیس

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

فیک تهیونگ

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط