{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

((جوانه عشق در قلبی سنگی))

((جوانه عشق در قلبی سنگی))

part:21

(ویو یونا)

وقتی که جونگکوک از دستم گرفت و منو برد بیرون داد زدم و گفتم:

(یونا):معنی این کارات چیه...چرا داشتی اونو میبوسیدی(گریه)

(جونگکوک):میخواستی با اون اسلحه چیکار کنی(داد)

یونا بعد از داد جونگکوک ترسید و ساکت شد ...

(جونگکوک):معذرت میخوام که با احساساتت بازی کردم.

(یونا):تو که میگفتی به دخترا اعتماد نداری..چیشد عاشق اون دختر شدی؟(آروم)

(جونگکوک):چون ثابت کرد مثل بقیه نیست (آروم)

(یونا):پس واقعا عاشقش شدی(غم)پس سد راه شما دوتا نمیشم(لبخند غمگین)


بعد از اون ماجرا جونگکوک،تهیونگ،و یونا به باند رفتند و یونا از کارش استعفا داد....

[فلش بگ به چند روز بعد | ۹صبح ]

(ویو لارا و یونسو)

امروز کلاس فوق برنامه داشتیم و شیفتای جداگانه نداشتیم موضوع امروز کلاسمون ورزش بود هر کدوم میتونستیم ورزش دلخواه خود رو انتخاب کنیم....

من بسکتبال و لارا والیبال رو انتخاب کرد چون داخل رشته های ورزشیمون حرفه ای بودیم....

همینجوری که سرگرم بازیمون شده بودیم دوتا دختر از کنارمون رد شدن و درباره این صحبت میکردن که چرا مافیاهای کل جهان داخل این ورزشگاه هستند...

من و لارا یجورایی وارد شک شده بودیم اون جهت مخالف رو‌‌ که نگاه کردیم دیدیم هردو با حالت خنثی و نیشخند بهمون زل زدن ...

(لارا)

حین بازی کردن نگاهم رو به جونگکوک‌ د‌وخته بودم یکی از همون دخترا به جونگکوک نزدیک شد ....

دختره به جونگکوک شماره تلفنشو داد و جونگکوک هم با کمال میل قبول کرد خیره شده بودم بهشون حواسم نبود که توپ والیبال به صورتم برخورد کرد...

از درد شدیدی که وارد به استخوان گونم شد افتادم روی زمین دردش قابل تحمل بود بالاخره این اولین بارم نبود....


جونگکوک با دو نزدیکم اومد چهرش نگران به نظر میرسید خواست من رو کول کنه و سمت درمانگاه ورزشگاه ببره ...

که زود بلند شدم و گفتم:

(لارا): خوبم نیازی نیست ..

با کارای جونگکوک نمیدونم چرا بیش از حد اندازه حرصم گرفت منم تصمیم گرفتم حرصشو در بیارم....


توپ والیبال رو برداشتم و سمت یکی از پسرهای همین ورزشگاه رفتم با دیدن کمی تعجب کرد بهش گفتم:

(لارا):میای باهم والیبال بازی کنیم(لبخند)

اون پسر هم با کمال میل قبول کرد باهم به سمت زمین والیبال رفتیم که جونگکوک گفت:

(جونگکوک): لازم نیست من بجای اون پسر میام همه بیرون(داد)

چرا حمایت نمیکنید🥺💔 دوست ندارید فیک رو🥺💔

با همکاری
https://wisgoon.com/989111_7855

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۶۶)

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁸لب لوچشو آویزون کردیونا: بد شد پیشنهاد جون...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁴لارا نگاهی به جونگکوک انداخت...

قمار اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط