🧚🏻استاد من🧚🏻
🧚🏻استاد من🧚🏻
پارت ⁶
باید بزور اونو برای خودم کنم ولی چجوری
سلین :مامان کاری نداری کمکت کنم؟
مامان:نه دخترم تو بشین منم الان میام
سلین :چطوری تهیونگ اخمو
ته:ممنون خوبم تو چطوری
سلین :یادته چند روز پیش باهم رفته بودیم بیرون و یکی از دوستام اومده بود
اون از تو خوشش اومده و تو چی میخوای باهاش قرار بزاری
ته:چیییی نه من یکی دیگ رو دوست دارم
سلین :خب اون کیه من میشناسمش
ته:مهم نیست ول کن
سلین : اوکی
مامان :بیاید نهاررر بخورید
رفتیم سر نیزه نشستیم و داشتیم نهار میخوردیم که همش نگاه های سنگینی رو روی خودم حس میکردم اون ته یونگ بود پسره ی آشغال چرا اینطوری نگاه میکنه
مامان :دخترم چخبر را
سلین:ممنون هیچ خبری نیست
مامان:پسری تو زندگیت نیست که(خنده)
سلین :نه بابا هیچکسی فعلا نیست
مامان :من یه پسر خوب سراغ دارم
ته:(سرفه میکنه)
مامان :حالت خوبه پسرم
ته :خوبم (سرد)
سلین :خب مامان جون غذام تموم شد کجا بزارم ظرفم رو
مامان :اوجوماااااا بیا اینارو بردار
اوجوما : چشم خانم
ته: خب سلین دبیرستانتون چجوری
سلین :منم خودم تازه یه روزه که به اون دبیرستان رفتم
ادامه دارد....
پارت ⁶
باید بزور اونو برای خودم کنم ولی چجوری
سلین :مامان کاری نداری کمکت کنم؟
مامان:نه دخترم تو بشین منم الان میام
سلین :چطوری تهیونگ اخمو
ته:ممنون خوبم تو چطوری
سلین :یادته چند روز پیش باهم رفته بودیم بیرون و یکی از دوستام اومده بود
اون از تو خوشش اومده و تو چی میخوای باهاش قرار بزاری
ته:چیییی نه من یکی دیگ رو دوست دارم
سلین :خب اون کیه من میشناسمش
ته:مهم نیست ول کن
سلین : اوکی
مامان :بیاید نهاررر بخورید
رفتیم سر نیزه نشستیم و داشتیم نهار میخوردیم که همش نگاه های سنگینی رو روی خودم حس میکردم اون ته یونگ بود پسره ی آشغال چرا اینطوری نگاه میکنه
مامان :دخترم چخبر را
سلین:ممنون هیچ خبری نیست
مامان:پسری تو زندگیت نیست که(خنده)
سلین :نه بابا هیچکسی فعلا نیست
مامان :من یه پسر خوب سراغ دارم
ته:(سرفه میکنه)
مامان :حالت خوبه پسرم
ته :خوبم (سرد)
سلین :خب مامان جون غذام تموم شد کجا بزارم ظرفم رو
مامان :اوجوماااااا بیا اینارو بردار
اوجوما : چشم خانم
ته: خب سلین دبیرستانتون چجوری
سلین :منم خودم تازه یه روزه که به اون دبیرستان رفتم
ادامه دارد....
- ۳۳.۹k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط