From hate to love
From hate to love
Part:6
وقتی رسیدم دقیقا ساعت هشت بود
که لیا رو دیدم
_ سلام خوشگل خانم
(علامت لیا&)
& سلام لیدی چطوری؟
_ خوبم مرسی تو چطوری؟
& خوبم
ویو آرتمیس
تو فکر بودم که یهو یکی خورد بهم برگشتم دیدم جونگ کوک بود همون پسر خوشتیپه چه کراشههه چی میگم من ای خدا
_ هویی مگه کوری
+ کور که تویی
_ فعلا تو ایی که اومدی زدی تو پای من
+ خب پاتو جمع میکردی
همه داشتن به دعوا منو کوک نگاه میکردن که گفتم:
_ چیه شما ها نگاه میکنید آدم ندید؟
همه عذر خواهی کردن رو برگشتن سر جای خودشون
برگشتم که با جونگ کوک دعوا کنم دیدم نیست ای خداااااااا
_لیا
& جانم
_چرا همش به جیمین نگاه میکنی خبریع
گونه های لیا یکم سرخ شد
& خب راستش من و جیمین باهمیم
_ واقعا؟
& آرعه
_ چند وقته
& یک هفته
_ مبارکه ولی ما رو هم عروسی دعوت کنی هااااا
& چشم چشم حتما
_ خوبه
& آرتمیس
_ ها
& جونگ کوک چرا همش داره بهت نگاه میکنه
_ خب چیکار کنم
& مگه دوستش نداشتی
_ ارعه ولی اون از من بدش میاد پس ولش کن
& نه اصلا هم اینطور نیست
میخواستم جواب شو بدم
کهههههههههههه
Part:6
وقتی رسیدم دقیقا ساعت هشت بود
که لیا رو دیدم
_ سلام خوشگل خانم
(علامت لیا&)
& سلام لیدی چطوری؟
_ خوبم مرسی تو چطوری؟
& خوبم
ویو آرتمیس
تو فکر بودم که یهو یکی خورد بهم برگشتم دیدم جونگ کوک بود همون پسر خوشتیپه چه کراشههه چی میگم من ای خدا
_ هویی مگه کوری
+ کور که تویی
_ فعلا تو ایی که اومدی زدی تو پای من
+ خب پاتو جمع میکردی
همه داشتن به دعوا منو کوک نگاه میکردن که گفتم:
_ چیه شما ها نگاه میکنید آدم ندید؟
همه عذر خواهی کردن رو برگشتن سر جای خودشون
برگشتم که با جونگ کوک دعوا کنم دیدم نیست ای خداااااااا
_لیا
& جانم
_چرا همش به جیمین نگاه میکنی خبریع
گونه های لیا یکم سرخ شد
& خب راستش من و جیمین باهمیم
_ واقعا؟
& آرعه
_ چند وقته
& یک هفته
_ مبارکه ولی ما رو هم عروسی دعوت کنی هااااا
& چشم چشم حتما
_ خوبه
& آرتمیس
_ ها
& جونگ کوک چرا همش داره بهت نگاه میکنه
_ خب چیکار کنم
& مگه دوستش نداشتی
_ ارعه ولی اون از من بدش میاد پس ولش کن
& نه اصلا هم اینطور نیست
میخواستم جواب شو بدم
کهههههههههههه
- ۶۵
- ۲۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط