می دانی، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی “تـعطیــ
می دانی، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی “تـعطیــل است”
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی،
دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی،
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند،
آن وقت با خودت بگویـی :بگذار بمانند…
راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…!
“حــــال مـــن خـــــــوب اســت” … خــــــوبِ خــــوب...
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی،
دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی،
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند،
آن وقت با خودت بگویـی :بگذار بمانند…
راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…!
“حــــال مـــن خـــــــوب اســت” … خــــــوبِ خــــوب...
- ۳۹۰
- ۰۸ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط