وقتی با اجبار میشی زن دومش
وقتی با اجبار میشی زن دومش
پارت ۶
دوباره از خواب بیدار شدم جین نبود
رفتم تو حیاط دیدم لیا هم نبود
حوصلم سررفته بود برای خودم یه نقاشی کشیدم نقاش یه فرشته غمگین
جین
با مادرم دعوام شده بود البته بگم مادر ناتنی ام رسیدم عمارت قسمت جای بار برای خودم ریختم خوردم زیاد خوردم دیگه مست شدم
رفتم پیش ا/ت دیدم ا/ت داره نقاشی میکشه یه لبخند زدم جلو رفتم و گفتم
جین : ماه من داره نقاشی میکشه
ا/ت تو تو کی اومدی
جین : وقتی تورو دیدم برقارو خاموش کرد منو برد سمت تراس نور ماه هم میزد به صورتم جین لبشو نزدیک لبه من کرد منو محکم گرفته بود منو برد سمت تخت (اهم اهم😐)
از خواب بیدار شدم جین باز نبود یهو دلم درد گرفت تا اینکه بهتر شدم روی کاغذ نوشته بود امشب برات سوپرایز دارم بعد چشمم افتاد به لباس مجلسی لباس زرشکی بود کفش مشکی بود
خوشحال شده بودم
شب شد یکی از خدمتکار ها گفت
خدمتکار: خانم ارباب الان میان الان میکاپ آرتیست میاد گفتم چشم
میکاپ آرتیست اومد آرایشم کرد برام رژ قرمز زد با رژ قرمز خیلی خوشگل شده بودم بعد رفت لباس پوشیدم و کفش
جین اومد
پارت ۶
دوباره از خواب بیدار شدم جین نبود
رفتم تو حیاط دیدم لیا هم نبود
حوصلم سررفته بود برای خودم یه نقاشی کشیدم نقاش یه فرشته غمگین
جین
با مادرم دعوام شده بود البته بگم مادر ناتنی ام رسیدم عمارت قسمت جای بار برای خودم ریختم خوردم زیاد خوردم دیگه مست شدم
رفتم پیش ا/ت دیدم ا/ت داره نقاشی میکشه یه لبخند زدم جلو رفتم و گفتم
جین : ماه من داره نقاشی میکشه
ا/ت تو تو کی اومدی
جین : وقتی تورو دیدم برقارو خاموش کرد منو برد سمت تراس نور ماه هم میزد به صورتم جین لبشو نزدیک لبه من کرد منو محکم گرفته بود منو برد سمت تخت (اهم اهم😐)
از خواب بیدار شدم جین باز نبود یهو دلم درد گرفت تا اینکه بهتر شدم روی کاغذ نوشته بود امشب برات سوپرایز دارم بعد چشمم افتاد به لباس مجلسی لباس زرشکی بود کفش مشکی بود
خوشحال شده بودم
شب شد یکی از خدمتکار ها گفت
خدمتکار: خانم ارباب الان میان الان میکاپ آرتیست میاد گفتم چشم
میکاپ آرتیست اومد آرایشم کرد برام رژ قرمز زد با رژ قرمز خیلی خوشگل شده بودم بعد رفت لباس پوشیدم و کفش
جین اومد
- ۲۳۱
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط