ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما

ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

ای بحر پرمرجان من والله سبک شد جان من
این جان سرگردان من از گردش این آسیا

ای ساربان با قافله مگذر مرو زین مرحله
اشتر بخوابان هین هله نه از بهر من بهر خدا

نی نی برو مجنون برو خوش در میان خون برو
از چون مگو بی چون برو زیرا که جان را نیست جا

گر قالبت در خاک شد جان تو بر افلاک شد
گر خرقه تو چاک شد جان تو را نبود فنا

از سر دل بیرون نه ای بنمای رو کایینه ای
چون عشق را سرفتنه ای پیش تو آید فتنه ها

گویی مرا چون می روی گستاخ و افزون می روی
بنگر که در خون می روی آخر نگویی تا کجا

گفتم کز آتش های دل بر روی مفرش های دل
می غلط در سودای دل تا بحر یفعل ما یشا

هر دم رسولی می رسد جان را گریبان می کشد
بر دل خیالی می دود یعنی به اصل خود بیا

دل از جهان رنگ و بو گشته گریزان سو به سو
نعره زنان کان اصل کو جامه دران اندر وفا

مولانا
دیدگاه ها (۸)

عاشقانه های شبنم

🍒🍃سر کویت به همه ملک جهان نفروشمخود جهان چیست غمت را به جنان...

سجاد - آرامش خاطر

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

عاشقانه ها

contact 🍷#contract𝑃𝑇8ویو هویج:روز بعد:صدای سم اسب‌ها از پشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط