بیا که چشم به راهی برید امانم را

بیا که چشم به راهی برید امانم را
به لب رساند غم انتظار جانم را

بیا و وحشتی از شب مکن که چون دو چراغ
دلم به راهِ تو آویخت دیدگانم را

#منزوی #حسین_منزوی #غزل #غزل_معاصر #بیا_دیگه #نترس #خب؟ #آفرین
دیدگاه ها (۸)

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۲**ویو آت**ساعتم داشت تیک‌تیک می‌...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "49""ویو پارک جیمین"بعد از...

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

داداشم از آشپزخونه صدام زد:_جینااا!+جان؟_بیا اینجا!رفتم سمتش...

intertwined fate of two enemies-part 16

عکس ملکه خوب ها.خواهش کپی ممنوع

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

part : 48chapter : 2^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟+ نه ندارم^^...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط