{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part : 48

part : 48
chapter : 2
^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟
+ نه ندارم
^^ راستشو بخوای منم دوست پسر ندارم
به کسی نگیا ، اما من به آقای جئون علاقه دارم
با تعجب بهش نگاه میکردم ، گونه هاش قرمز شده بودن و خیلی خجالت میکشید ، لبخندی زدم
+ بهش پیشنهاد دادی ؟
^^ نه نه ، نمیتونم بهش پیشنهاد بدم . ممکنه پارتنر داشته باشه یا حتی به من علاقه ای نداشته باشه .
+ ممکنه ....
بعد از پایان شیفت کاری لباسمو عوض کردم و از کافه خارج شدم .
^^ ناتالیا
به سمت کورالین برگشتم .
+ مشکلی پیش اومده ؟
نزدیک تر اومد و دستمو گرفت
^^ خونه ی تو کجاست ؟
+ خیابون رابینسون
^^ عهههههه چه جالب . خونه ی منم همون خیابونه بیا با هم بریم
موافقت کردم و با هم دیگه به سمت خونه حرکت کردیم ...
^^ تو تنها زندگی میکنی ؟
+‌ اوهوم
^^ منم تنها زندگی میکنم ، الان 24 سالمه اما وقتی 16 سالم بود پدر و مادرم رو از دست دادم ...
+ متاسفم
^^ خب دیگه رسیدیم ، فردا میبینمت
+ خدافظ
در رو باز کردم و وارد شدم . امروز روز خوبی بود و وقتایی که سر کارم خیلی کمتر به ویلیام فکر میکنم . ویلیام .... پسری که از عشق به نفرت تغییر هویت داد
........... چند هفته بعد ..........
سیگار رو از بین لبم بیرون کشید و داخل سطل آشغال پرتاب کرد .
^^ بس کن دیگه . انقدر سیگار نکش
+ چشم خانم کورالین
گوشیشو روی میز انداخت و با حرص لب زد
^^ نمیتونم یه خونه ی مناسب پیدا کنم ، بعضی از خونه ها خیلی گرونه یا خیلی قدیمی و داغون
شیر کاکائو رو داخل لیوان ریختم
+ چند بار بهت بگم ؟ همینجا کنار من بمون . صاحب خونه دیگه خونتو گرفته و جایی برای موندن نداری ، من تنهام میتونی با من زندگی کنی
^^ آخه نمیتونم که تا آخر عمر اینجا زندگی کنم باید یه خونه ی جدا واسه خودم پیدا کنم
+ حالا فعلا همینجا بمون ، اگه خونه ی مناسب پیدا شد برو ...
^^ پیام آقای جئون رو دیدی ؟
+ چه پیامی ؟
^^ امشب کارکنان ‌کافه رو به مهمونی دعوت کرده
+ مهمونی ؟ چرا ؟
^^ نمیدونم . تو چی میپوشی ؟
+ شاید اون کت و شلوار مشکی
^^ میخوایم بریم مهمونی . کت و شلوار میخوای بپوشی آخه ؟
+ اینطور که معلومه تو میخوای لباس مجلسی بپوشی !
^^ اوهوم
+ آهااااان فهمیدم . پس به خاطره آقای جئون میخوای خوشگل کنی ...
^^ نخیر اصلا اینطور نیست
+ باشه باشه
.......... 19:23 ..........
+ کورالین لباس منو ندیدی ؟
^^ داخل کمد سمت چپه
لباسمو پوشیدم و جلوی آیینه ایستادم
کراپ تاپ .... بلیزر کوتاه .... شلوار پارچه ای مشکی .... اکسسوری طلایی .... ساعت مچی ظریف .... عطر .... یه جفت کفش پاشنه بلند مشکی و براق
کیف از برند شنل رو برداشتم و از راهرو رد شدم . در اتاق کورالین باز بود .
+ چطور شدم ؟
به سمتم چرخید و براندازم کرد
^^ عالیییی ! دل آقای جئون رو نبری ، اون مال منه
+ نترس بابا ، مال خودت
رژ لب نود رو روی لبش حرکت داد و نزدیک تر شد
^^ به نظرت امشب میتونم یه کاری کنم که دل آقای جئون واسه خودم بشه ؟
+ آره ، اصلا امشب خودم بهش میگم . میگم که آقای جئون میدونستی کورالین دیوونته ؟
^^ عه مسخره ...
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم
بعد از چک کردن لوکیشن ، روبه روی آدرس ایستادیم . یه تالاره نسبتا کوچیک و صدای بلند موزیک
+ بیا بریم داخل
وارد مهمونی شدیم و به اطراف نگاه کردیم
^^ به به ، بوی شراب به مشام میرسه ، ای جانم !
♧ سلام دخترا
آقای جئون خوش آمد گویی گفت و مارو به سمتی هدایت کرد

نظرتون ؟؟؟ لایکتو ببینم و کامنتتو نبینم قهر میکنممممم 😭🔪
دیدگاه ها (۴)

اینم یسری استایل ..احیانا فقط منم که کت و شلوار مشکی رو به ه...

۸۰ لایک و ۳۰ نشر و ۱۰۰ کام و ۶ فالوpart : 47chapter : 2پشت م...

part : 35chapter : 2خونه ی قشنگی (داریم)+ من که قرار نیست ای...

۷۰ لایک و کام ۳۰ بازنشرpart : ۳۴chapter : 2ویلیام با تعجب به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط