پارت ۴ قاتل سادیسمی

ببخشید دیر شد ✨ 🙂


(ات تو افکار خودش بود که ناگهان صدای در اتاق اومد تظاهر کرد داره کتاب میخونه )

+بفرما داخل


×سلام دخترم

+سلام مامان چیشده


×بابات براش مأموریت پیش اومد رفت


+آها


×آره منم اومدم ببینم چکار میکنی


+هیچی مامان کاری نمیکنم

×خیلی خوب وقته خوابه من میرم

+شب بخیر



(عرررر یعنی نمیتونم جونگ کوک رو فراری بدم )





( برافردا شب چطوره فعلا بخوابیم )




+ولی اگه کوک چیزیش بشه چی



(همینجور که داشت با خودش حرف میزد خوابش برد )






(فردا روز توی مدرسه )



/هی تو می‌دونستی امتحانه


+هوم اره



/عهههه چرا به من نگفتی




(ناگهان از پشت صدای دختر قلدر کلاس یعنی همون سوزی ( اسمش درستههه یادم رفته))



«هی هی دختره ایکبیری باید بهم تقلب برسونی اگر نه




+اگر نه چی





«کاری میکنم اخراج شیبی


+اوکی مهم نی.


(سوزی که با حرص به ات نگاه میکرد موهای ات رو گرفت و کشید )


+اییییی دختره عوضی این چه کاریه


«من عوضیم؟ تو عوضی ای دختره گدا


+هوی حرف دهنتو بفهم بابای من پلیسه بابای تو چی؟ با پول زور اومده بالا الان به شرکت داره از پول دزدی



«یااااا ....




&اینجا چخبرهههههه



+«ببخشید



&بشینید سر جاتون جزوه ها تو کیف




(بعد امتحان )




بچها واقعا ببخشید خیلی کمه ولی فردا قول میدم بیشتر بنویسم براتون

داری به پارت حساس نزدیک میشیم توی پارت بعدی فکر کنم آخر باشه نمی‌دونم 😂
دیدگاه ها (۳)

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

چند پارتی درخواستی

مربی موتور سوار

My dady پارت ②①تهیونگ: با توام... ات: پول درمیوردم«آروم» تهی...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

رمان

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط