{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش
حرفی بزن! هنگامه ی آوازهایم باش
آنجا تو، اینجا هر چه از من دور و بیگانه است
ای دور نزدیک! ای همین جا! آشنایم باش
یک سو خدا، یک سو پُر از اهریمن و طوفان
وقتی خدایی نیست با من، ناخدایم باش
دنبال خود می گردم و گم می شوم در خویش
در جاده های سمت پیدا پا به پایم باش
تا با جنون و عشق درگیرم صدایم کن!
تا بشکنم در خویش، فریاد رهایم باش
من آنکه می خواهی برایت می شوم اما
تو آنکه می خواهی خودت باشی برایم باش
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻝ ﻣﻦ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﻦﺩﺍﺩ ﺯﺩﻥ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺍﻳﻦ ﮔﻠﻪﻓﺮﻳـﺎﺩ ﺯﺩﻥ ﻣﻤﻨﻮ...

آدمک خسته شدی از چه پریشان حالی؟ پاسی از شب که گذشته است چرا...

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش حرفی بزن! هنگامه ی آوازها...

خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت توکه هیچ نقص ندارد تراش قامت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط