{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش

حرفی بزن! هنگامه ی آوازهایم باش

 آنجا تو، اینجا هر چه از من دور و بیگانه است

ای دور نزدیک! ای همین جا! آشنایم باش

 یک سو خدا، یک سو پُر از اهریمن و طوفان

وقتی خدایی نیست با من، ناخدایم باش

 دنبال خود می گردم و گم می شوم در خویش

در جاده های سمت پیدا پا به پایم باش

 تا با جنون و عشق درگیرم صدایم کن!

تا بشکنم در خویش، فریاد رهایم باش

 من آنکه می خواهی برایت می شوم اما

تو آنکه می خواهی خودت باشی برایم باش

 


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۳)

خانه دل تنگ ِ غروبی خفه بودمثل ِ امروز که تنگ است دلمپدرم گف...

کنار امن کجا ، کشتی شکسته کجاکجا گریزم از اینجا به پای بسته ...

چرا برای تو این حرف ساده روشن نیست؛پُر است این چمدان از تو، ...

من گفته بودم عاشقم، اما فراموشش کن ای دوست!از عشق اگر یک شعل...

#دوستت_دارم پریشان، شانه می‌خواهی چه کار؟دام بگذاری اسیرم، د...

Nobody

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط