{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو🎀

سناریو🎀
وقتی بقل یک پسر می بیننت
پسره برادرته[اونا دوست پسرتن]💫

نامجون:ایشون کیه عزیزم؟؟[خیلی اروم ولی درونش اتیشه]

جین:بهم خیانت کرد؟
ا/ت:نه داداشمه
جین:اوه ببخشید[اروم درگوش ا/ت]

یونگی:[دوتا سیلی به داداشت میزنه بعدمیفهمه چیکار کرده ولی معذرت خواهی نمیکنه]

جیهوپ:عزیزم معرفی نمیکنی؟؟[دستشومیزاره روکمرت]

جیمین:بیبی موچی بوس می خوام[جلو داداشت می بوستت داداش از تعجب دهنش باز میمونه]

تهیونگ:گرل نگفتم از پیشم جم نخور[گردنتو گاز میگیره]
ا/ت:داداشمه[اروم در گوشش]
تهیونگ:سلام خواهر شوهر.....ام نه برادر زن

کوک:بچه بدو بیا اینجا[میری پیشش میشینی ودستش رو میزاره رو رونت]
کوک:اون کی بود؟؟
ا/ت:داداشمه
کوک:اوممم[دستشو برنداشت]
دیدگاه ها (۰)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?_دوست دخترش به محض خارج شدن ا/ت از آشپزخونه رفت...

پارت. 30

قاب احساس. پارت ۱

فیک : بین راندها

وقتی که یه لباس باز پوشیدی میری روی پاهاشون میشینی و دستتو م...

سناریو

سناریو * می ری خرید ولی هر لباسی که می خری پسرونس * نامجون :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط