{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که یه لباس باز پوشیدی میری روی پاهاشون میشینی و دستت

وقتی که یه لباس باز پوشیدی میری روی پاهاشون میشینی و دستتو میندازی پشت گردنشون (ا/ت مسته)

ا/ت: ددی می خواممممت(کیوت)
نامجون: عییی به روی چشمم😈

جین: ا/ت عزیزم؟
ا/ت: چیه دیگه دوسم نداری؟(مست)(بغض)
جین: نه نه عزیزم این چه حرفیه فقط تعجب کردم که این کارو کردی
ا/ت: مگه چه شه؟ ددی خودمو می خوام نمیشه؟ پاشو بریم ات..(رفتن)

شوگا:اوهههه پیشی خودم اومددد پیشم😈

جیهوپ: اوههه بیبیم اومده کنارم نکنه دلت براش تنگ شده؟ 😈
ا/ت: اوهوم
جیهوپ: پس پاشو بریم(ادمین: خدانگهدار👋)

جیمین:(مث نامجون)

تهیونگ: پاشو بریم(و بازهم رفتن)

جونگ کوک: عزیزم؟
ا/ت: جونم؟
جونگ کوک: چیزی شده؟(ادمین: جونگ کوک پسرم میدونیم که فهمیدی)
ا/ت: اوهوم دلم برای یه چیزی تنگ شده(دست زدن چیزه جونگ کوک)
جونگ کوک: حتمااااا.......
دیدگاه ها (۴)

پارت. 27

سناریو

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?_دوست دخترش به محض خارج شدن ا/ت از آشپزخونه رفت...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶²جین هم جلو اومد و با نگرانی پرسید:جین:م...

سناریو #وقتی از پشت بغلشون میکنی ( هی هی هی )نامجون : داری چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط