طراح عشق
Part 10
خ ا/ت: دخترم چیزی نیست
دکتر: خوشبختانه اتفاقی نیفتاد چند تا زخم بود که بخیه خورد دستشم استخوانش ترک خورده
ا/ت:میشه ببینمش
دکتر :حتما
ا/ت: داداش خیلی بدی
ته این : آبجی زشتم
ا/ت: گمشو عوضی اشغال
ته این: خفه شو
ا/ت: داداش چرا مراقب خودت نبودی اگر چیزیت میشده چیی ها
ته این: خوبم چیزی نیست فقط دستم درد میکنه
ا/ت : چیزی نیست فقط ترک خورده
ته این : کارت خوب پیش میره
ا/ت: آره
کوک: الو
تهیونگ: کوک خوبی داداش ا/ت خوبه
کوک:آره خوبه
تهیونگ : کوک نزاری شب بمونه بیمارستان ها
کوک: نه میارمش خونه
تهیونگ : باشه آفرین
کوک:برام سوپ بزاری
تهیونگ: آخ آخ ببخشید تموم شده
کوک: ته ته ازت بدم میاد
ا/ت: آروم باش برات درست میکنم باز
کوک: ته ته میبینمت کی اومدی ا/ت
ا/ت :همین الان
کوک : سردت نیست خوبی
ا/ت : خوبم تو سردت نیست تب نداری
کوک: چرا خودت نمیبینی
ا/ت: کوک اروم باش مامانم میبینه
کوک: خوب باشه داداشت چطور بود
ا/ت: اها راستی میشه بریم فروشگاه میخوام
خوراکی مورد علاقه داداشم رو بخرم
کوک: آره بریم
کوک: بیا سویشرت رو بنداز رو پاهات
ا/ت :چرا
کوک: قشنگمعلومه سردته
ا/ت: ممنون کوکی
کوک: (خنده)
ا/ت: اولین باری که دیدمت فکر کردم پسر خیلی مغروری هستی سخت از کسی تعریف میکنی از دخترا بدت میاد
کوک: آخری رو درست گفتی فقط از تو خوشم میاد
ا/ت: (خنده)
کوک: امروز خیلی خوشگل شدی
ا/ت: توهم همینطور
کوک: رسیدیم پیاده شو
ا/ت: ممنون
(۵ مین بعد)
کوک: تموم شد
ا/ت: تو برو استراحت کن
کوک: عمرا باید باهام بیایی با دامن اینجا سرده بیا بریم خونه فردا بهت اجازه میدم بیای.
خ ا/ت: تو کی هستی که نگران ا/ت میشی
ا/ت: آ آ خاله اون رئیسم هست ی مشکلی داشتم ازشون کمک خواستم
کوک: سلام جئون جونکوک هستم
خ ا/ت: سلام خوشبختم
ا/ت باهاش برو
خ ا/ت: دخترم چیزی نیست
دکتر: خوشبختانه اتفاقی نیفتاد چند تا زخم بود که بخیه خورد دستشم استخوانش ترک خورده
ا/ت:میشه ببینمش
دکتر :حتما
ا/ت: داداش خیلی بدی
ته این : آبجی زشتم
ا/ت: گمشو عوضی اشغال
ته این: خفه شو
ا/ت: داداش چرا مراقب خودت نبودی اگر چیزیت میشده چیی ها
ته این: خوبم چیزی نیست فقط دستم درد میکنه
ا/ت : چیزی نیست فقط ترک خورده
ته این : کارت خوب پیش میره
ا/ت: آره
کوک: الو
تهیونگ: کوک خوبی داداش ا/ت خوبه
کوک:آره خوبه
تهیونگ : کوک نزاری شب بمونه بیمارستان ها
کوک: نه میارمش خونه
تهیونگ : باشه آفرین
کوک:برام سوپ بزاری
تهیونگ: آخ آخ ببخشید تموم شده
کوک: ته ته ازت بدم میاد
ا/ت: آروم باش برات درست میکنم باز
کوک: ته ته میبینمت کی اومدی ا/ت
ا/ت :همین الان
کوک : سردت نیست خوبی
ا/ت : خوبم تو سردت نیست تب نداری
کوک: چرا خودت نمیبینی
ا/ت: کوک اروم باش مامانم میبینه
کوک: خوب باشه داداشت چطور بود
ا/ت: اها راستی میشه بریم فروشگاه میخوام
خوراکی مورد علاقه داداشم رو بخرم
کوک: آره بریم
کوک: بیا سویشرت رو بنداز رو پاهات
ا/ت :چرا
کوک: قشنگمعلومه سردته
ا/ت: ممنون کوکی
کوک: (خنده)
ا/ت: اولین باری که دیدمت فکر کردم پسر خیلی مغروری هستی سخت از کسی تعریف میکنی از دخترا بدت میاد
کوک: آخری رو درست گفتی فقط از تو خوشم میاد
ا/ت: (خنده)
کوک: امروز خیلی خوشگل شدی
ا/ت: توهم همینطور
کوک: رسیدیم پیاده شو
ا/ت: ممنون
(۵ مین بعد)
کوک: تموم شد
ا/ت: تو برو استراحت کن
کوک: عمرا باید باهام بیایی با دامن اینجا سرده بیا بریم خونه فردا بهت اجازه میدم بیای.
خ ا/ت: تو کی هستی که نگران ا/ت میشی
ا/ت: آ آ خاله اون رئیسم هست ی مشکلی داشتم ازشون کمک خواستم
کوک: سلام جئون جونکوک هستم
خ ا/ت: سلام خوشبختم
ا/ت باهاش برو
- ۵۱۴.۶k
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط