احمد متوسلیان

احمد متوسلیان
دلش می خواست برود قم یا نجف درس طلبگی بخواند ، حتی توی خانه صدایش می کردند « آشیخ احمد» ، ولی نرفت ، می گفت : کار بابا توی مغازه زیاد است.
دیدگاه ها (۳)

سیاسی اجتماعی

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

⚠️ فکر کردی عبادتِ زیاد، تضمینِ عاقبت‌به‌خیریه؟!مولا امیرالم...

$-The Fairy's - Monster's wrong love-$👒Part 1👒پری دخت باز هم...

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

‌🔻دلارسوزی؛ آتش زدن یک بت!#قم➕بعضی‌ها چنان برای دلار دل می‌س...

#استادانصاریان در سخنرانی خود به حکایت شیرین با محوریت #مولا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط