{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای حرارت بخش این قلب تهی

ای حرارت بخش این قلب تهی
سردی جان مرا نظاره کن
نامه های خسته ام را پس بده
یا که بنشین و به خلوت پاره کن

آسمان بخت من خالی تر است
چشم خود را در شبم ستاره کن
تو برای لحظه ی سخت وداع
با نگاه خود به من اشاره کن

می روم پاییز را باور کنم
دور از چشم حسودان زمین
یار با دستان رنگین غروب
چشم بر هم می نهم ، حالا ببین !
...
در میان شعر هایم می روم
رو به پایانی که آغاز من است
آرزوهایم نیستند دور و برم
مرگ شیرین تر ز آواز من است

می دهم اندیشه هایم را به خاک
خاک می داند که خاکی بوده ام
غربت و تنهایی و عشق تو بود
ورنه من کی از تو شاکی بوده ام !؟

خاک باور می کند قلب مرا
خانه پر می گردد از غوغای مرگ
آه ! ای دستان زمستان و غروب
من کنون آماده ام تا پای مرگ.....
دیدگاه ها (۱)

یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر...همین که دستت رو...

گفتی که به احترام دل باران باشباران شدم و به روی گل باریدمگف...

چقدر میخوام که خلوتم پر بشه از هوای توبخون که با صدای تو تاز...

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ستتو مرا باز رساندی به یقینم...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

‌˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️ ...

عاشقانه های شبنم

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

مردی که در کنارم بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط