عشق تو از خاطرم برد که نحیفم و پیاده

عشق تو از خاطرم برد که نحیفم و پیاده
تورو فریاد زدم و باز خون شدم تو رگ جاده
دیدگاه ها (۱)

درگیر عشق تو شدم تو که خواب و خیال شبامی قید همه چیزو زدم وا...

پارت ششم ویو آت .+۰ بعد از اینکه با جعون شام خوردم به ساعت ن...

💞🌹 قسم به چشمانت… 🌹💞قسم به چشمانت که آرامشِ جان من‌اند، به ل...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_7 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سرشو...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۶ دوباره از خواب بیدار شدم ج...

─── ♭♩♬♫♪ ────|در سکوت شب خانه زد فریاد اما تو نشنیدیدل به پ...

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

امام رضا جانمبگذار با خون دل بنگارم آنچه را که می توانم فریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط