زندگی دوباره

پارت ⁴⁸
«پیشرفت کلم سفید سان»
اوبانای: با اینکه تومیوکا سعی کرد جلوش رو بگیره بازم تونست بهش ضربه بزنه😶
کایا: هاپوفرنگی گودرتمنده🤓
کای: ولی ما گودرتمندتریم😃
کایا: اون که معلومه😌
سانمی بلند میشود🤭
شمشیرش را برمیدارد و با مماخ خونی شمشیرش را به سمت تانجیرو که از جعبه محافظت می‌کند، میگیرد🗡️
اما مشکل چیست؟🤔
شمشیر سانمی به علت کونای های کای به دو قسمت نامساوی تقسیم شده🙂
سانمی دندون قروچه میکنه😬
سانمی: کوریکو کایییی!!🤬
کای: منم عاشقتم ولی شرمنده من گی نیستم🤓
سانمی: も_も
کای: چیه خو؟ به جنس مخالف گرایش دارم🤓
تنگن: جررررررررررررررررر🤣
کایا:کلم جون نمیخوام اعتراف کنم ولی با هسته زمین یکی شدی😃
سانمی: あ_あ
سانمی: میکشمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت😠
کای: سکوتتتتتتتتتتتتتتتتتت اویاکاتا ساما دارن میانننننننننننننننننننننن🤭
همون لحظه...
کیریا: اویاکاتا ساما
خواهر کیریا: اومدند🚶🏻‍♂️
(هنوز اسم خواهره رو یادم نیس...)
اوبویاشیکی از در میاد بیرون🚪
اوبویاشیکی: هوا خیلی خوبه. حتما آسمون هم آبیه. خوشحالم که میبینم همه تون تونستین توی جلسه شش ماهه هاشیراها شرکت کنید☺️
اندر ذهن کامابوکو گونپاچیرو: زخمیه؟ نه، مریضه؟ پس این شخص اربابه😮
سانمی کله تانجیرو رو با آسفالت یکی میکنه(اون زمان آسفالت داشتن؟🗿(اصلاح: سنگ ریزه ها😶))
اندر ذهن مانجیرو(نویسنده گرامی اینوسکه شد رف): آه! انقد حمله ش سریع بود که نتونستم واکنش نشون بدم!😥
یهو اطرافش رو میبینه که همه روی یه زانو نشسته ن
سانمی سمت راست تانجیرو بود. اوبانای کنار سانمی. کای کنار تانجیرو و کایا کنار کای(بقیه هم مث انیمه🗿)
کای یه نگاه به تانجیرو میکنه و بعد رو به تانجیرو ولی با اشاره به سانمی👈🏻
کای: عادت کن به کارای این الاغ. یهو میبینی عین الاغ لگد هم زد🤓
کایا: اصلاح کن. کلم سفید ها لگد نمیزنن. فقط طعم ریدمانی دارن😃
کای: فدای اون مغزت نشم آبجی🧠
سانمی: چه زری زدییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟😡
کایا: عع پیشرفت. میدونه زر چیع🤓
کای: نچ نمیدونع تقلید کاره🤭
کایا: بازم پیشرفته...😃
کای: صحیح، پس... بر پشم های نداشته م🐏
کایا: ببعی🐏
کای: ببعیییییییی ایییییییییییییی ببعی ببعی ببعی ببعی بببببببببعیییییییییییی🐑
سانمی: /:
تانجیرو: ریدمان؟🤔
تنگن آه میکشد😮‍💨
کای: به در نگاه میکنم، پنجره آه میکشد😃
کایا: دریچه بود😶
کای: عع راستم🤓
تنگن: به حرف های عجیب غریب شون عادت کن. هیچی نفهمی بهتره😐
تانجیرو: باشه/:
کایا: همین؟😑
تانجیرو: چی بگم خو؟🤔
کای: هیچی والا🤷🏻‍♂️
تانجیرو: باش/:
کایا: #_#
کای: &_&
ذهن اوبویاشیکی: دوباره این دوتا، خدا عاقبت این سه تا شیطان کش رو بخیر کنه😓(تانجیرو زنیتسو اینوسکه)(از لحن و حرفش تعجب نکنین از تاثیرات کای و کایاس)
✯✯✯
راز دوران تایشو
1-تانجیرو داره به مغزش فشار میاره تا بفهمه هاشیراها از کجا این دوتا رو میشناسن. بچه مغزش بوی روغن دمبه سوخته گرفت🧠(اگه تاحالا به مماختون نخورده باید بگم خیلی بد بوئه🤢)

2-همه هاشیراها این دوتا شسخل رو دوست دارن و باهاشون حال میکنن اما رو نمیکنن و میفتن به جونشون🤪(اشاره نامحسوس به سانمی و اوبانای) یا پشت سرشون میحرفن🗣️(اشاره نامحسوس به تنگن و رنگوکو)، اما خب... دوسشون دارن چه میشه کرد. غرور هم بد چیزیه هاااااا

3-بین هاشیراها تنگن بیشترین کیف رو با اینا میکنه چون با هم قایمکی سر به سر بقیه میزارن🤦🏻‍♂️(بیسمیله سه تا سسخل به هم افتادن...)

4-اوبویاشیکی برای خودش تاسف میخوره که دوتا بچه روش تاثیر منفی گذاشتن🙍🏻‍♂️
✯✯✯
تامام
حمایت؟
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
دیدگاه ها (۵)

شمشیر بر تاریکی پارت ۱۶

کسخلان گروگان

نام نام اوسی شیطان کش ساختمممممممم سایورا بی‌شعور پدرم درومد...

سوپرایزز_ _____༄_____نام : هاتاکوفامیل : کامادولقب : هاتا...

جادویی به نام عشق

[•] عمارت عشق [•]Part number 26ـ«گاهی اوقات انسان ها عصبانی ...

تناسخ به عنوان شینوبو

بلاخره فونت عوض کردم(البته تو کاور :/)

مه آبی پارت ۱

الفاتحه😞🤣🙏

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط