🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸





#چشم‌هایم را می بندم
تو از راه می رسی
خستگی ات را #زمین می گذاری
یک #فنجان‌چای تازه دم می نوشی
نگاهم می کنی و می گویی
چایی ات عجیب به #دلم چسبید
من می خندم
تو #می‌خندی
و خوشبختی ،ما را به #آغوش می گیرد
همین قدر ساده
همین قدر #راحت ...✍️📸


#آذین_قانع




#آرامکده

#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۴/۰۱/۳۰

۲۰:۱۷⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

شاهکاری به نام دروغ

هر فصل زیبایی خودشو داره..... مخصوصا پاییز

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

عروس فراریp³''پانزده دقیقه بعد''''اتاق نشیمن عمارت''ا.ت روی ...

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهمقدمه﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«نازنین»و «رومن» زمانی زو...

چشم هایم را می بندم تو از راه می رسی خستگی ات را زمین می گذا...

چشم هایم را می بندم تو از راه می رسی خستگی ات را زمین می گذا...

دلبر جان چشم هایم را می بندم.... #طـو از راه می رسی... خستڪَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط