چشم هایم را می بندم

چشم هایم را می بندم
تو از راه می رسی
خستگی ات را زمین می گذاری
یک فنجان چای تازه دم می نوشی
نگاهم می کنی و می گویی
چایی ات عجیب به دلم چسبید
من می خندم
تو می خندی
و خوشبختی ،ما را به آغوش می گیرد
همین قدر ساده
همین قدر راحت ...
#آذین_قانع

باغ گل کنار خلیج سنگاپور
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۳ پارت بعد از رفتن کا...

هر فصل زیبایی خودشو داره..... مخصوصا پاییز

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

چند پارتی

پروانه جان

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part²"توصیف در یک جمله:آتش زیر خاکستر"جونگ‌کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط