فیک☆رویای قشنگ من☆

فیک☆رویای قشنگ من☆


ویوا.ت:


اههههه من خسته شدم از این خانواده همش شالتو بکن سرت مانتو بلند بپوش خونه رو تمیز کن و الا اخر که حتی خودم هم حوصله ندارم همشونو بگم.

ا.ت: بابا من میخوام برم کره(داره عرررر میزنه بچم) ازاد باشم کار کنم درس بخونم البته درس رو ولش کن

مامان: ا.ت بیا ظرف ها رو بشور

ا.ت: بیا تا یه لحظه بیام اتاقم ا.ت ا.ت ا.ت گگگگگ(اداشو درمیاره)

ا.ت: چند لحظه الان میام(حرصی)



اصن یادم رفت خودمو معرفی کنم هوفففف

خبببب من ا.ت هستم و ۱۷سالمه البته ۲ماه دیگه میشم ۱۸سال من به موتور نقاشی و کره خیلیییی علاقه دارم و ارزومه به کره برم و
خبببب من بخاطر یه چیزی میرم اونجا اونم بی تی اس


که واسه یه نفرشون میمیرم
و تنها دلیلی که به کره جنوبی
میرم اونه و قرار شد در طی این دوماه با خانوادم صحبت کنم

من به این خوشگلی چرا نزارن😏(نسخه ی دوم جین😂)


مامان: ا.تتتتتت(داد)


ا.ت: بزار برم تا نیومده منو ج.ر بده(توی دلش) امدممم(بازم داد)
______________________________________________________


خببب

اگه خوشتون امد ازش حمایت کنید تا پارت دوم رو اپ کنم و اگه ایرادی داشت یا غلط املایی بهم بگین که درستش کنم اخه چون باره اولمه🙂🫂

چون پارت های اوله شرط نمیزارم


دوستون دارم🙂💜💫

#فیک#کوک#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو سو پارت اول

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

سناریو مایکی پارت ۱

سناریو بونتن پارت ۹

سناریو مایکی پارت۳

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط