{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر
نرم نرمک دستی افشان پای کوبان شب بخیر

وسعت غم‌های ما را نیست مرزی آشکار
زین سبب لختی قلم بر ما بگریان شب بخیر

از نگاهت شور و مستی می‌تراود چون شراب
شور و مستی را از این مستان تو مستان شب بخیر

لحظه‌ای دیگر بمان ای بانوی شعر و غزل
میزبان اکنون تویی ما نیز مهمان شب بخیر
دیدگاه ها (۱)

سنین قوجاغیندا منبویویوب بوی آتمیشامسن یوخوسوز من ایسهمیشیل ...

من سنی قلبیمه گیزلمیشم من تو را در قلبم پنهان کرده ام Başq...

سئوگیلیم، عشق اولماسا وارلیق بوتون افسانه دیرعشقیده ن محروم ...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر نرم نرمک دستی افشان پ...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر نرم نرمک دستی افشان پ...

یک غزل مهمان من باش و پس از ان شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن ! شب بخیرنرم نرمک دستی افشان ...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن ! شب بخیرنرم نرمک دستی افشان ...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط