منم عار او او بود یار من

منم عار او او بود یار من
ز لطف و کرامت خریدار من
نبودم که او بوده دلدار من
غمش شد انیس دل زار من
از آن دم که مادر مرا داده شیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
دیدگاه ها (۱)

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ⤵️منم بنده...

یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا می‌فشرد د...

برای پارت سوم‌فالو کنمتن کامل :❤️🥹به نام خداوند راه نهانخداو...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط